חיפוש מתקדם
لواسانی, صفورا
شقایق

به سمت ماشین رفتم، خواستم در جلو را برایش باز کنم ولی خودداری کردم. دزدگیر را زدم خودش در جلو را باز کرد و منتظر شد تا من سوار شوم. با سر اشاره کردم که سوار شود و بعد در صندلی جا گرفت. در پوست خود نمی‌گنجیدم، این اولین بار بود که او را در کنار خود می‌دیدم، چه شیرین بود احساس با او بدن. سعی می‌کردم خودم را بی‌تفاوت نشان بدهم اما خودم هم می‌فهمیدم که خیلی موفق نیستم انگار او را در آن حالت می‌کاویدم از این زاویه هم دیدنش برایم جذابیت داشت و بی‌اختیار به سمتش برمیگشتم و نگاهش میکردم، می‌فهمیدم که کمی معذب است چون اصلا حرف نمی‌زد و دائم از پشت شیشه بیرون را تماشا میکرد، سعی میکردم آهسته برانم تا هم برای او زمان بخرم هم خودم بیشتر در آن حالت داشته باشمش.

افسانه
صفورا
شکار
لیلا
الف
ساغر
حرمت
آیلا
ماندگار
آیدا
باران
سوگند
قهوه ترک
چهل سالگی
LAV פרסית

به سمت ماشین رفتم، خواستم در جلو را برایش باز کنم ولی خودداری کردم. دزدگیر را زدم خودش در جلو را باز کرد و منتظر شد تا من سوار شوم. با سر اشاره کردم که سوار شود و بعد در صندلی جا گرفت. در پوست خود نمی‌گنجیدم، این اولین بار بود که او را در کنار خود می‌دیدم، چه شیرین بود احساس با او بدن. سعی می‌کردم خودم را بی‌تفاوت نشان بدهم اما خودم هم می‌فهمیدم که خیلی موفق نیستم انگار او را در آن حالت می‌کاویدم از این زاویه هم دیدنش برایم جذابیت داشت و بی‌اختیار به سمتش برمیگشتم و نگاهش میکردم، می‌فهمیدم که کمی معذب است چون اصلا حرف نمی‌زد و دائم از پشت شیشه بیرون را تماشا میکرد، سعی میکردم آهسته برانم تا هم برای او زمان بخرم هم خودم بیشتر در آن حالت داشته باشمش.

افسانه
ספורת
صفورا
ספורת
کاربرد یهودیت در عصر مدرن
ממוין
کیمیاگران
ספורת
شکار
ספורת
لیلا
ספורת
الف
ספורת
ساغر
ספורת
حرمت
ספורת
آیلا
ספורת
با چاقی بعد از چهل سالگی مبارزه کنیم
ממוין
ماندگار
ספורת
آیدا
ספורת
باران
ספורת
یار قدیمی
ספורת
سوگند
ספורת
قهوه ترک
ספורת
خودم می خوانم
ממוין
چهل گیسو طلا
ספורת
علی بابا و چهل دزد بغداد
נוער