חיפוש מתקדם
سلطانی, مریم
نشر علی

با حرفم دستانش بالا آمد و روی شانه ام نشست. مرا کمی عقب کشید خیره به چشمانم، با نگاهی جدی و پیشانی ای که اخم داشت گفت:
-بهت یاد ندادن که از آدما بت نسازی؟ که این خیانت میشه به خودت و اونی که بتش کردی؟ که برات خدایی میشه که خدایی کردن نمیدونه و در آخر تو میمونی سرتا پا کافر به خدایی که خودت تو ذهن خودت ساختی؟... چی باعث شد که فکر کنی من یکی ام غیر بقیه؟... منم یه آدمم پروا، یکی که تو یه لحظه میتونه کثیف ترین و بدترین خلقت خالقم باشم. آدمم و صاحب خطا پروا...!

سرمه
ساغر
سوگند
قهوه ترک
چتر خیس
شیدایی
لو لی وش
رز
مدار بی قراری
SOL פרסית

با حرفم دستانش بالا آمد و روی شانه ام نشست. مرا کمی عقب کشید خیره به چشمانم، با نگاهی جدی و پیشانی ای که اخم داشت گفت:
-بهت یاد ندادن که از آدما بت نسازی؟ که این خیانت میشه به خودت و اونی که بتش کردی؟ که برات خدایی میشه که خدایی کردن نمیدونه و در آخر تو میمونی سرتا پا کافر به خدایی که خودت تو ذهن خودت ساختی؟... چی باعث شد که فکر کنی من یکی ام غیر بقیه؟... منم یه آدمم پروا، یکی که تو یه لحظه میتونه کثیف ترین و بدترین خلقت خالقم باشم. آدمم و صاحب خطا پروا...!

چشمهای بارانی
ספורת
یک پرنسس در برلین
ספורת
سرمه
ספורת
ابریشم سرخ
ספורת
یکی از زنها دارد می میرد
ספורת
ساغر
ספורת
بازی عروس و داماد
ספורת
یار قدیمی
ספורת
سوگند
ספורת
قهوه ترک
ספורת
چتر خیس
ספורת
تب دیوانگی
ספורת
شیدایی
ספורת
کوچه های شب زده
ספורת
لو لی وش
ספורת
تقدیر نا گزیر
ספורת
سهم من از بودن تو
ספורת
گوشه ی پیراهن تو
ספורת
معمای دیوانه ی کله آبی
ילדים
رز
ספורת