חיפוש מתקדם
محمدی, مینا
نشر علی

مهتاب از اینکه رضا تا این حد او را درک می کرد احساس خوبی در قلبش جاری شد آسمان رعد بلندی زد و با شدت بیشتری دل به باریدن داد مهتاب خودش هم احساس سرما وجودش را گرفته بود اما نمی خواست به روی خودش بیاورد رضا همین طور داشت در خیابان های شهر چرخ می زد بی آنکه مقصدی داشته باشد نمی خواست مهتاب احساس بدی پیدا کند.

حریم امن مهتاب
MOH פרסית

مهتاب از اینکه رضا تا این حد او را درک می کرد احساس خوبی در قلبش جاری شد آسمان رعد بلندی زد و با شدت بیشتری دل به باریدن داد مهتاب خودش هم احساس سرما وجودش را گرفته بود اما نمی خواست به روی خودش بیاورد رضا همین طور داشت در خیابان های شهر چرخ می زد بی آنکه مقصدی داشته باشد نمی خواست مهتاب احساس بدی پیدا کند.