

کتابی درباب عدم قطعیت. کتاب «فریفتۀ تصادف: نقش پنهان بخت و اقبال در زندگی و بازارها»، با عنوان اصلی Fooled by Randomness: The Hidden Role of Chance in Life and in the Markets، تلنگریست رندانه و بازیگوشانه به آنها که زیاده از حد به نقش مثبت و تعیینکننده منطق و حساب و کتاب و دانش در امور مختلف زندگی بها میدهند.
نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف» بر آن است که به مخاطبان خود نشان دهد که صرفاً با توسل به عقلانیت و دانش و منطق و اراده و خوشبینی و اموری از این دست نمیشود در کارزار زندگی و کسبوکار برنده بود و عنصر بخت و تصادف در این قضایا نقش بسیار مهمی دارد.
کتاب «فریفتۀ تصادف» هشداری است به آنها که حرفهای کسانی را که اصولی را بهعنوان رموز موفقیت در زندگی و کسبوکار ترویج میکنند بیش از حد جدی میگیرند. این کتاب به باورمندان و دلبستگان به کارایی و قدرتِ بی حد و مرزِ دانش و منطق گوشزد میکند که حواسشان باشد که تصادف هم عنصر بسیار مهم و مؤثری در موفقیت آدمها است.
نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف» از فریبهای تصادف میگوید و به مخاطبان خود یادآور میشود که نقش تصادف و بخت و اقبال را در کسبوکار و دیگر عرصههای زندگی نباید دست کم گرفت و همهچیز در جهان طبق یک منطق و قاعده عقلانی پیش نمیرود.
متن اصلی کتاب «فریفتۀ تصادف» اولین بار در سال 2001 منتشر شده است.
کتاب «فریفتۀ تصادف» جُستاری است سرخوشانه، شیرین و طنزآمیز که بیمحابا در قطعیت رویدادهای مختلف شک میکند و به مخاطبان خود توصیه میکند آموزههای افراد و کتابهایی را که به آنها میگویند چه کنند تا به موفقیت در کسبوکار و دیگر امور زندگی دست یابند، چندان جدی نگیرند.
نویسنده در کتاب «فریفتۀ تصادف» به صراحت و با شوخطبعی میگوید که هدفش دستانداختن کسانی است که زیاده از حد به دانش خود میبالند و آن را جدی میگیرند. نسیم نیکلاس طالب به افرادی از این دست و آنهایی که اینگونه افراد را بیش از حد باور دارند میگوید: نه، این خبرها هم نیست و هرکس فلان و بهمان قاعده و شیوه و اصول را رعایت کند لزوماً موفق نمیشود و نقش شانس در موفقیت بیش از آن است که فکرش را میکنید.
کتاب «فریفتۀ تصادف» کتابی است علیه قطعیت و باورِ سفتوسخت به فرمولها و آموزهها و عقاید و نظریههایی که خیلی هم قطعی نیستند. نویسنده در این کتاب به مخاطبانش میگوید که جهان و کار جهان سخت بازیچۀ تصادف است.
البته نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف»، برای رفع سوءتفاهم از آنچه در این کتاب میگوید، بر این نکته هم تأکید میکند که منظورش این نیست که همهچیز در جهان مطلقاً بازیچۀ شانس و تصادف و بخت و اقبال است. او فقط میخواهد بگوید که شانس و بخت و اقبال، بیشتر از آنچه آدمها تصور میکنند در پیروزی و شکست آنها نقش دارد و هرکس در کاری شکست میخورد لزوماً آدمی نالایق و ناتوان و ضعیف نیست و هرکس هم که در کاری پیروز میشود لزوماً آدمی توانا و کارآمد و زرنگ و کاربلد نیست.
شکست و پیروزی، آنگونه که نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف» رندانه و با نگاهی شکاک مطرح میکند، لزوماً و صرفاً بستگی به میزان توانایی و زرنگی و تیزهوشی و سختکوشی و ممارست آدمها ندارد و چهبسا افراد سختکوش و باهوش و کارآمد و توانا و کاربلد و خوشفکر که فقط بهخاطر بدشانسی و بداقبالی در زندگی و کسبوکار شکست میخورند و درمقابل، چهبسا آدمهای ناکارآمد و میانمایه که بدون هیچ دانش و مهارت و سختکوشی و هوش و استعداد فوقالعادهای و صرفاً بهیُمن تصادف و خوششانسی، در کار و زندگی به موفقیت دست مییابند.
کتابی درباب عدم قطعیت. کتاب «فریفتۀ تصادف: نقش پنهان بخت و اقبال در زندگی و بازارها»، با عنوان اصلی Fooled by Randomness: The Hidden Role of Chance in Life and in the Markets، تلنگریست رندانه و بازیگوشانه به آنها که زیاده از حد به نقش مثبت و تعیینکننده منطق و حساب و کتاب و دانش در امور مختلف زندگی بها میدهند.
نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف» بر آن است که به مخاطبان خود نشان دهد که صرفاً با توسل به عقلانیت و دانش و منطق و اراده و خوشبینی و اموری از این دست نمیشود در کارزار زندگی و کسبوکار برنده بود و عنصر بخت و تصادف در این قضایا نقش بسیار مهمی دارد.
کتاب «فریفتۀ تصادف» هشداری است به آنها که حرفهای کسانی را که اصولی را بهعنوان رموز موفقیت در زندگی و کسبوکار ترویج میکنند بیش از حد جدی میگیرند. این کتاب به باورمندان و دلبستگان به کارایی و قدرتِ بی حد و مرزِ دانش و منطق گوشزد میکند که حواسشان باشد که تصادف هم عنصر بسیار مهم و مؤثری در موفقیت آدمها است.
نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف» از فریبهای تصادف میگوید و به مخاطبان خود یادآور میشود که نقش تصادف و بخت و اقبال را در کسبوکار و دیگر عرصههای زندگی نباید دست کم گرفت و همهچیز در جهان طبق یک منطق و قاعده عقلانی پیش نمیرود.
متن اصلی کتاب «فریفتۀ تصادف» اولین بار در سال 2001 منتشر شده است.
کتاب «فریفتۀ تصادف» جُستاری است سرخوشانه، شیرین و طنزآمیز که بیمحابا در قطعیت رویدادهای مختلف شک میکند و به مخاطبان خود توصیه میکند آموزههای افراد و کتابهایی را که به آنها میگویند چه کنند تا به موفقیت در کسبوکار و دیگر امور زندگی دست یابند، چندان جدی نگیرند.
نویسنده در کتاب «فریفتۀ تصادف» به صراحت و با شوخطبعی میگوید که هدفش دستانداختن کسانی است که زیاده از حد به دانش خود میبالند و آن را جدی میگیرند. نسیم نیکلاس طالب به افرادی از این دست و آنهایی که اینگونه افراد را بیش از حد باور دارند میگوید: نه، این خبرها هم نیست و هرکس فلان و بهمان قاعده و شیوه و اصول را رعایت کند لزوماً موفق نمیشود و نقش شانس در موفقیت بیش از آن است که فکرش را میکنید.
کتاب «فریفتۀ تصادف» کتابی است علیه قطعیت و باورِ سفتوسخت به فرمولها و آموزهها و عقاید و نظریههایی که خیلی هم قطعی نیستند. نویسنده در این کتاب به مخاطبانش میگوید که جهان و کار جهان سخت بازیچۀ تصادف است.
البته نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف»، برای رفع سوءتفاهم از آنچه در این کتاب میگوید، بر این نکته هم تأکید میکند که منظورش این نیست که همهچیز در جهان مطلقاً بازیچۀ شانس و تصادف و بخت و اقبال است. او فقط میخواهد بگوید که شانس و بخت و اقبال، بیشتر از آنچه آدمها تصور میکنند در پیروزی و شکست آنها نقش دارد و هرکس در کاری شکست میخورد لزوماً آدمی نالایق و ناتوان و ضعیف نیست و هرکس هم که در کاری پیروز میشود لزوماً آدمی توانا و کارآمد و زرنگ و کاربلد نیست.
شکست و پیروزی، آنگونه که نسیم نیکلاس طالب در کتاب «فریفتۀ تصادف» رندانه و با نگاهی شکاک مطرح میکند، لزوماً و صرفاً بستگی به میزان توانایی و زرنگی و تیزهوشی و سختکوشی و ممارست آدمها ندارد و چهبسا افراد سختکوش و باهوش و کارآمد و توانا و کاربلد و خوشفکر که فقط بهخاطر بدشانسی و بداقبالی در زندگی و کسبوکار شکست میخورند و درمقابل، چهبسا آدمهای ناکارآمد و میانمایه که بدون هیچ دانش و مهارت و سختکوشی و هوش و استعداد فوقالعادهای و صرفاً بهیُمن تصادف و خوششانسی، در کار و زندگی به موفقیت دست مییابند.