נגישות
menu      
English
My mediateque
Discover
Library network
Golda Meir St. 6, Holon, 58458
Tel. 03-5021555
Fax 03-5021533
Advanced Search
Syntax
Search...
Save Item
Barghaye sabze bid
(Book)
Author
ژیان, بیتا
Pen name
Additional names
Co-Author/s
Shelf Placement / Shelf Number
JIY פרסית
Special position
Target Audience
Adults
,
Format
Book
Genre
Fiction
Publisher
ALBORZ
Place
Tehran
Editor
Year of Publication
2016
- 1600
Series
Series No.
0
Volumes
0
Number of Pages
578
Synopsis

داستان رمانتیک و پرکشش کتاب برگ‌های سبز بید ، چنان شما را درگیر خود می کند که بعد از خواندن چند صفحه‌ی آن دیگر دلتان نمی خواهد کتاب را زمین بگذارید و تا مدتی همراه گرمابه و گلستان شما می شود! برگ‌های سبز بید، رمانی عاشقانه است با فراز و فرود عشق و شیرینی و تلخی های آن . داستان لاله و امیرحسین است که با این که از دو طبقه‌ی متفاوت این جامعه هستند، باز یکدیگر را چنان دوست دارند که حاضرند در این راه وارد ماجراهای گوناگونی شوند. تمام شخصیتهای رمان بسیار ملموس و باورپذیر هستند و اتفاقات و چالشها در داستان، کاملاً از بطن فرهنگ و ارتباطات وافکار امروز مردم جامعه شکل گرفته است. به طوری که خواننده همانطور که از مغناطیس و جذابیت داستان لذت می برد، ناخودآگاه حس همزاد پنداری بسیاری با این داستان و شخصیتهای آن درخود احساس می‌نماید .این کتاب یکی از بهترین آثار تازه چاپ شده است برای دوستداران رمان‌های مردمی و خوشخوان. خواندنش را به همه علاقه مندان توصیه می‌کنیم. بخشی از متن کتاب : «خب، راستش... نمي‌دونم چه‌جوري بگم؟ شايد از نظر شما مسخره باشه، شايد فكر كنين كه من و شما به هم نمي‌خوريم، شما از يه خانواده مذهبي و اما من... ولي حقيقتش... از اون لحظه كه ديدمت تا الان كه چندين ماه گذشته... لحظه‌اي بي فكر شما نتونستم سر كنم.» اين جمله را كه شنيدم قلبم به شدت زد، پاهايم لرزيدند و دستانم يخ كردند. او هم دوباره ساكت شد. صداي نفس عميقش را مي‌شنيدم. صداي بلند نفس‌هايش مرا بيشتر تهييج كرد و دستانم هم شروع به لرزيدن كردند. هيچ كدام چيزي نمي‌گفتيم. مدتي باز به سكوت گذشت. من كه واقعا نمي‌دانستم چه كنم و پاي گوشي وا رفته بودم تا اينكه باز خودش حرف زد «لاله؟» بزاقم را قورت دادم و خيلي آرام و كم صدا و به زحمت گفتم: «بله؟» «من... من... دوستت دارم» چنان تا گوش‌هايم داغ داغ شد كه مي‌خواستم از ترس، همان موقع گوشي را قطع كنم. فقط پدرجان اين حرف‌ها را بشنود...

Source
אתר אינטרנט
,
Link to e-book
APA quote
Show More
Related Content
+ Additional Information
+ Availability
You may also be interested in
ROSTAM SOWLTAN
2005
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
SHABE TOOLANI
2001
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Sorted
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Sorted
Target Audience
Adults
Genre
Sorted
Target Audience
Adults
Afsoone sabz
2004
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Hamsare penhan
2017
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Sorted
Target Audience
Adults
Genre
Sorted
Target Audience
Adults
Darmane sabz
2004
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Doctor Zhivago
9999
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
تن تنها
2016
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Readers Opinion
Librarians recommendation
Critics opinion
T
Say Something about this...
Ctrl+Enter To post
Post
Discard
המרכז הישראלי לאמנות דיגיטלית חולון(View)
Category...
Barghaye sabze bid
JIY פרסית

داستان رمانتیک و پرکشش کتاب برگ‌های سبز بید ، چنان شما را درگیر خود می کند که بعد از خواندن چند صفحه‌ی آن دیگر دلتان نمی خواهد کتاب را زمین بگذارید و تا مدتی همراه گرمابه و گلستان شما می شود! برگ‌های سبز بید، رمانی عاشقانه است با فراز و فرود عشق و شیرینی و تلخی های آن . داستان لاله و امیرحسین است که با این که از دو طبقه‌ی متفاوت این جامعه هستند، باز یکدیگر را چنان دوست دارند که حاضرند در این راه وارد ماجراهای گوناگونی شوند. تمام شخصیتهای رمان بسیار ملموس و باورپذیر هستند و اتفاقات و چالشها در داستان، کاملاً از بطن فرهنگ و ارتباطات وافکار امروز مردم جامعه شکل گرفته است. به طوری که خواننده همانطور که از مغناطیس و جذابیت داستان لذت می برد، ناخودآگاه حس همزاد پنداری بسیاری با این داستان و شخصیتهای آن درخود احساس می‌نماید .این کتاب یکی از بهترین آثار تازه چاپ شده است برای دوستداران رمان‌های مردمی و خوشخوان. خواندنش را به همه علاقه مندان توصیه می‌کنیم. بخشی از متن کتاب : «خب، راستش... نمي‌دونم چه‌جوري بگم؟ شايد از نظر شما مسخره باشه، شايد فكر كنين كه من و شما به هم نمي‌خوريم، شما از يه خانواده مذهبي و اما من... ولي حقيقتش... از اون لحظه كه ديدمت تا الان كه چندين ماه گذشته... لحظه‌اي بي فكر شما نتونستم سر كنم.» اين جمله را كه شنيدم قلبم به شدت زد، پاهايم لرزيدند و دستانم يخ كردند. او هم دوباره ساكت شد. صداي نفس عميقش را مي‌شنيدم. صداي بلند نفس‌هايش مرا بيشتر تهييج كرد و دستانم هم شروع به لرزيدن كردند. هيچ كدام چيزي نمي‌گفتيم. مدتي باز به سكوت گذشت. من كه واقعا نمي‌دانستم چه كنم و پاي گوشي وا رفته بودم تا اينكه باز خودش حرف زد «لاله؟» بزاقم را قورت دادم و خيلي آرام و كم صدا و به زحمت گفتم: «بله؟» «من... من... دوستت دارم» چنان تا گوش‌هايم داغ داغ شد كه مي‌خواستم از ترس، همان موقع گوشي را قطع كنم. فقط پدرجان اين حرف‌ها را بشنود...

ROSTAM SOWLTAN
Fiction
SOKHANAN-E SHANIDANI KEH BAR DEL MINESHINAD
Fiction
SHABE TOOLANI
Fiction
TEKNIKE RAHAEI ZEHN
Sorted
ماه عسل در پاریس
Fiction
Az regime laghari kari sakhteh nist
Sorted
Ghalabeh bar khashm
Sorted
Afsoone sabz
Fiction
Hamsare penhan
Fiction
Hameheh asheghaneh haye man
Fiction
Beh ki salam konam
Fiction
Nemigozaram kasi asabam vh be ham berizad
Sorted
Aya mitavanam rabeteam ra nejat daham
Sorted
Darmane sabz
Fiction
قهوه ای که سرد شد
Fiction
Doctor Zhivago
Fiction
کمند خاطرات
Fiction
می خوام عاشقم باشی
Fiction
تن تنها
Fiction
100 چیزی که مردم موفق انجام می دهند
Sorted