Advanced Search
ارغوان, سحر
یوپا

 آن روز ها خودم را دخترک دست فروش و گدایی می دانستم که قلبش را کف دستش گرفته بود و به هر کسی که می رسید، ذره ای آرامش را گدایی می کرد. تمام جانم را وسط گذاشته بودم برای ذره ای آرامش. اما افسوس که مثل دخترک گل فروش؛ کسی خریدار گل هایم نبود و تمامش زیر آفتاب پژمرده شده بودند. دختری که بین زندگی خواهر و خواسته ی پدرش می ماند و با تن دادن به هر کدام، شاید برای مدت ها از دیگری دور شود. شک و بی اعتمادی که در زندگیش ریشه می دواند و دست آخر متوجه بازیچه بودن خودش در این هزارتوی زندگی می شود. بماند که تا مدت ها تنها همدمش می شود دیوارهای سرد و یخ زده ی جایی که فقط صدایش را منعکس می کردند. اما بعد از آن اتفاق هیچ چیز مثل روز اولش نشد و... 

BAR ZACH
Ramesh
Sonaye zaferani
زخم بر زخم
ARG פרסית

 آن روز ها خودم را دخترک دست فروش و گدایی می دانستم که قلبش را کف دستش گرفته بود و به هر کسی که می رسید، ذره ای آرامش را گدایی می کرد. تمام جانم را وسط گذاشته بودم برای ذره ای آرامش. اما افسوس که مثل دخترک گل فروش؛ کسی خریدار گل هایم نبود و تمامش زیر آفتاب پژمرده شده بودند. دختری که بین زندگی خواهر و خواسته ی پدرش می ماند و با تن دادن به هر کدام، شاید برای مدت ها از دیگری دور شود. شک و بی اعتمادی که در زندگیش ریشه می دواند و دست آخر متوجه بازیچه بودن خودش در این هزارتوی زندگی می شود. بماند که تا مدت ها تنها همدمش می شود دیوارهای سرد و یخ زده ی جایی که فقط صدایش را منعکس می کردند. اما بعد از آن اتفاق هیچ چیز مثل روز اولش نشد و... 

توبیای شیر فروش
Fiction
BAR ZACH
Fiction
BAR GOZIDEHE ASHAR-E MIRZADEH ESHGHI
Poetry
غلبه بر چاقی
Sorted
MOGHADAMEHEI BAR ROSTAM VA ESFANDIAR
Poetry
TANHA YEK BAR PARVAZ KON
Fiction
MOGHADAMEHEI BAR RAVANSHENASI-E JUNG
Sorted
MOGHADAMEHEI BAR ROSTAM VA ESFANDIYAR
Fiction
پیروزی بر دلهره
Sorted
زخم خورده گان تقدیر
Fiction
Ramesh
Fiction
Sonaye zaferani
Fiction
زخم یک خاطره
Fiction
دستمال را از روی صورتت بر دار
Fiction
شاید دوباره زیستن
Fiction
خانوادۀ آقای چرخشی
Children
زن نازنین
Fiction
دیر رسیدن بد تر از هر گز نرسیدن است
Fiction
ماشین سحر آمیز
Fiction
سحر ستاره شد
Fiction