חיפוש מתקדם
قدیری, نسرین
آسیم

با ترديد و دودلي در را باز كرد و دوباره دلش به درد آمد. دوباره سيل خاطرات گذشته به قلبش هجوم آوردند و چهار ستون بدنش را لرزاند. همان تابلوهاي زنده و زيبا. همان پنجره‌هايي كه با كركره‌هاي چوبي مسدود شده بود. همان مبل‌ها و همان كاناپه كه كنار هم مي‌نشستند و راز دل مي‌گفتند. بي‌اختيار به سوي اتاق خواب رفت و در آن را گشود. به سرگيجه افتاد. تمام آن بي‌قراري‌ها و راز و نيازها در دلش زنده شدند. سهرابي كه سر از پا نشناخته سحرگاه به اين كلبه كوچك مي‌آمد، با سهرابي كه اكنون مي‌ديد زمين تا آسمان فرق داشت.

آدم زنده
راز قلبم
راز کوچک
آچمز
مهر ممنوع
פרסית GHA

با ترديد و دودلي در را باز كرد و دوباره دلش به درد آمد. دوباره سيل خاطرات گذشته به قلبش هجوم آوردند و چهار ستون بدنش را لرزاند. همان تابلوهاي زنده و زيبا. همان پنجره‌هايي كه با كركره‌هاي چوبي مسدود شده بود. همان مبل‌ها و همان كاناپه كه كنار هم مي‌نشستند و راز دل مي‌گفتند. بي‌اختيار به سوي اتاق خواب رفت و در آن را گشود. به سرگيجه افتاد. تمام آن بي‌قراري‌ها و راز و نيازها در دلش زنده شدند. سهرابي كه سر از پا نشناخته سحرگاه به اين كلبه كوچك مي‌آمد، با سهرابي كه اكنون مي‌ديد زمين تا آسمان فرق داشت.

راز شب یلدا
ספורת
به تلخی زهر
ספורת
تنهاترین حامی
ספורת
سلامی دوباره
ספורת
تقدیر بود
ספורת
راز پنهان
ספורת
راز شاد زیستن
ממוין
آخرین راز شاد زیستن
ממוין
حاکم کیست ؟ حالم چیست؟
ספורת
911 راز زیبایی
ממוין
آدم زنده
ספורת
راز قلبم
ספורת
شب زنده داران
ספורת
راز کوچک
ספורת
آچمز
ספורת
اگر نرفته بودی
ספורת
تب دیوانگی
ספורת
قصاص و تقاص
ספורת
شاید دوباره زیستن
ספורת
راز جنگل سبز
ספורת