חיפוש מתקדם
عطاران, سلما
شادان

گاهی فراموشی می‌شود همچون درمان یک درد مرهم یک زخم کهنه، یک آتش پنهان مثل بستن چشم‌ها برای ندیدن، نخواستن! و گاهم هم فراموشی باعث می‌شود تا از یاد ببریم آن‌چه را باید فراموش کنیم فراموش کردن فراموشی... که خودش می‌شود دلیلی محکم برای سربرآوردن آن زخم کهنه آن آتش پنهان زیر خاکستر آن ندیدن‌ها، نخواستن‌ها... و تازه می‌فهمیم چه چیز را گم کرده بودیم! وقتی زمانش برسد دیگر چشم بستن باعث ندیدن نیست آن هنگام که یک نسیم در ذهن بزداید گرد نشسته بر خاطرات را و همچون رقصی میانه میدان، بی‌پروا همه، چیز و همه‌کس هویدا شوند، بی‌پرده حتی فراموش شدگان آن روزها!

آتش دل
ذهن خالی
لیورا
خیال خام
یگانه دخترم
פרסית ATA

گاهی فراموشی می‌شود همچون درمان یک درد مرهم یک زخم کهنه، یک آتش پنهان مثل بستن چشم‌ها برای ندیدن، نخواستن! و گاهم هم فراموشی باعث می‌شود تا از یاد ببریم آن‌چه را باید فراموش کنیم فراموش کردن فراموشی... که خودش می‌شود دلیلی محکم برای سربرآوردن آن زخم کهنه آن آتش پنهان زیر خاکستر آن ندیدن‌ها، نخواستن‌ها... و تازه می‌فهمیم چه چیز را گم کرده بودیم! وقتی زمانش برسد دیگر چشم بستن باعث ندیدن نیست آن هنگام که یک نسیم در ذهن بزداید گرد نشسته بر خاطرات را و همچون رقصی میانه میدان، بی‌پروا همه، چیز و همه‌کس هویدا شوند، بی‌پرده حتی فراموش شدگان آن روزها!

زندان فراموشی
ספורת
فصل فراموش شده
ספורת
راز پنهان
ספורת
آتش دل
ספורת
زخم خورده گان تقدیر
ספורת
هست یا نیست
ספורת
ذهن خالی
ספורת
لیورا
ספורת
قابلمه را فراموش کن
ממוין
بهار ارغوانی
ספורת
به ساز دلم
ספורת
گلف روی باروت
ספורת
صدای طغیان
ספורת
شهر من گم شده است
ספורת
قهقهه در خلاء
ספורת
شام مهتاب
ספורת
بابایی که شما باشی
ספורת
گهواره ی دیو
ספורת
خیال خام
ספורת
جمعه را گذاشتم برای خودکشی
ספורת