חיפוש מתקדם
دلگرمی, زهرا
شقایق

پاییز و آشوب باران. پاییز و اندوه و اشک، پاییز و پاییز و عشق؛ از دست خودش کلافه بود. از حالی که داشت و غمی که در اعماق وجودش می­خروشید و بهانه می­شد و دم نمی­زد. از گوش­هایش بیزار بود که دائم منتظر شنیدن صدایی از او بود. از چشمهایش گله داشت که هر لحظه با هر تلنگری به یاد او غوغا می­کرد. حتی از شامه­اش که به عطرهای شبیه رایحه همیشگی او تیز می­شد و دلش را بازیچه تب و تابی بی­قرار می­کرد. 

 

خط احساس
بازگشت
برزخ
ناز تو، نیاز من
DEL פרסית

پاییز و آشوب باران. پاییز و اندوه و اشک، پاییز و پاییز و عشق؛ از دست خودش کلافه بود. از حالی که داشت و غمی که در اعماق وجودش می­خروشید و بهانه می­شد و دم نمی­زد. از گوش­هایش بیزار بود که دائم منتظر شنیدن صدایی از او بود. از چشمهایش گله داشت که هر لحظه با هر تلنگری به یاد او غوغا می­کرد. حتی از شامه­اش که به عطرهای شبیه رایحه همیشگی او تیز می­شد و دلش را بازیچه تب و تابی بی­قرار می­کرد. 

 

بازیچه تقدیر
ספורת
تقدیر بود
ספורת
دیدار در پاییز
ספורת
بعد از عشق
ספורת
از عشق گریزانم...
ספורת
به خیالم...
ספורת
این انتخاب من بود
ספורת
خط احساس
ספורת
وقتی باران می بارد
ספורת
طلسم جدایی
ספורת
انجمن ستارگان شمال
ספורת
بازگشت
ספורת
غزل واره های دلم
ספורת
برزخ
ספורת
زخم یک خاطره
ספורת
پاییز انفرادی
ספורת
8:8 دقیقه پاییز(پارمیس)
ספורת
موج تقدیر
ספורת
قانون نانوشته
ספורת
فراموشت خواهم کرد
ספורת