חיפוש מתקדם
کسمایی, سرور
نشر باران

نسخه فارسی تازه‌ترین رمان سرور کسمایی با عنوان " درشام آخر" از سوی نشر باران سوئد به بازار كتاب فارسي خارج از كشور آمده است.

این رمان هم همچون دیگر رمان‌های این نویسنده، پیش از چاپ فارسی، توسط انتشارات "روبر لافون" به زبان فرانسوی منتشر شده بود.

این رمان‌نویس، مترجم و ناشر ایرانی مقیم فرانسه، در رمان "شام آخر" به سرنوشت محکوم به اعدامی مي‌پردازد كه حكمش به تعلیق درآمده است، و پس از تحمل ۲۷۶۴ روز زندان، به آپارتمانی بازگشته است که پیش‌تر با همسرش در آن زندگی می‌کرده است. راوی تنها یک آرزو در سر دارد: از سرگرفتن روال زندگی‌ گذشته از همان‌جایی که متوقف شده بود.

فضاي رمان در سرکوب سیاسی- اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن، و در عین حال عشق و خاطره و خيال غوطه‌ور است.

روزنامه فیگارو در 29 ماه مه 2020، نسخه فرانسوی این رمان را عاشقانه، پلیسی و دارای ضرب‌آهنگی نفس‌گیر خواند و نوشت که نویسنده "موفق شده است با استفاده از برخی عناصر زندگی خویش رمان زیبایی بنویسد که به لحاظ گیرایی، تندی، تلخی و ریزبینی تکان‌دهنده است."

روزنامه اومانیته نیز به تاریخ چهارم ژوئن سال گذشته نوشت: "نویسنده با گریز به دوستیها، هم‌یاری‌ها و دلبستگی‌های خصوصی و خلاف شرع، راه تنفسی هم باز می‌گذارد. گریز به ادبیات، شعر و رویا تا راوی فضای گمشده آزادی را در ساحت خیال به دست بیاورد.»

از سرور کسمایی رمان‌های "گورستان شیشه‌ای"(٢٠٠٢)، "دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار"(٢٠٠٦) و "يك روز پيش از آخر زمان"(٢٠١٥) تا به امروز منتشر شده است.

رمان «دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار»، برنده جایزه آسیای «انجمن نویسندگان فرانسوی زبان» شد.

سرور کسمایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به دو زبان فارسی و فرانسه در دبیرستان رازی تهران به پایان رساند و پس از انقلاب مجبور به ترک کشور شد.

در پاریس، به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت و در سال ۱۹۸۷ برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر به مسکو رفت. در بازگشت، علاقه او به تئاتر باعث شد تا او در زمینه ترجمه شفاهی و کتبی تئاتر روسی تخصص پیدا کند. از سال ۱۹۹۰، همچنین مدتی به پژوهش در ادبیات شفاهی وضبط و گردآوری موسیقی‌های مردمی تاجیکستان و نیز موسیقی سنتی و محلی ایرانی پرداخت.

در سال ۲۰۰۰ میلادی، با برگزاری همایش « ادبیات معاصر ایران» در تئاتر ادئون پاریس، مجموعه‌ای از هفت قصه از هفت نویسنده ایرانی به نام «باغ های تنهایی» را در انتشارات «هزار و یک شب» به زبان فرانسه منتشر ساخت.

در سال ۲۰۰۲، اولین رمانش « گورستان شیشه‌ای» به زبان فرانسه در انتشارات معتبر آکت سود به چاپ رسید. در همین سال کلکسیون «چشم اندازهای زبان فارسی» را در همان انتشارات پایه گذاری کرد. از جمله کتاب‌هایی که تا به امروز در این کلکسیون به ترجمه خود او به چاپ رسیده است می‌توان از «رفتن، ماندن، بازگشتن» شاهرخ مسکوب و «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد نام برد.

لنگه‌در کوچک دروازه‌ی بزرگ باز می‌شود. بیرون، آب زیر لاستیکِ خودروهایی که با نزدیک شدن به سرعت‌گیرها آهسته‌ می‌رانند، شره‌ می‌کند. هوا هنوز روشن نشده و آسفالت خیس در پرتوی نور اتومبیل‌ها برق می‌زند. 2764 روز از هنگامی که با دست و چشم‌ بسته به قلعه‌ی پای کوه آوردند‌م، می‌گذرد.
شیب تند جاده قدم‌های ناتوانم را به دنبال خود می‌کشد. عادت راه رفتن از سرم افتاده است، اما از سرعتم نمی‌کاهم. بی‌هدف و بی‌مقصد، ولی با شتاب پیش می‌روم. به کجا؟ به دیدار کی؟ سوسوی چراغ‌های شهر در دوردست و بوی خاک باران‌خورده زندگی سابقم را به خاطرم می‌آورد. چه نقشه‌ها که در شب‌های دراز بی‌خوابی نکشیده‌ام! ‌شتابان خودم را به سرازیری جاده می‌سپارم تا هرچه زودتر از پای دیوارهای بلند قلعه دور‌م کند.
با صدای بوق ماشین از جا می‌پرم. از لب آسفالت کنار می‌کشم و پایم در گل و لای کنار جاده فرو ‌می‌رود. کامیون قراضه‌ای از بغل گوشم رد می‌شود و راننده علامت زشتی حواله‌ام می‌دهد. دوباره که سرعت می‌گیرد، می‌ایستم تا کف کفشم را برانداز کنم. پس از سالیان بار اولی است کفش به پا دارم. گل و لای از سوراخی کهنه نفوذ ‌کرده است. صبح روز دستگیری‌‌ام خیال داشتم پیش پینه‌دوز بروم‌ که آسمان روی سرم خراب شد.
بند ساک آدیداس را روی شانه جا‌به‌جا می‌کنم و از سرازیری تپه لنگ‌لنگان راه می‌افتم. می‌دانم زندگی ارزش زیستن ندارد، اما شتاب دارم همه‌چیز را از ‌همان‌جایی که متوقف شده است، دوباره از سربگیرم.

مان «شام آخر» در یک روز اتفاق می‌افتد؛ در سه فصل. با «طلوع» آغاز، با «ظهر» ادامه می‌یابد تا در «غروب» به پایان برسد. پایان آن اما نقطه پایان نیست، آغازی‌ست در ذهن خواننده تا ببیند و به یاد داشته باشد چگونگی تاراج هستی انسان ایرانی را.

شام آخر واپسین روز است از زندگی راوی داستان. او را که در زندان «جنتلمن» می‌نامند، پس از گذراندن ۲۷۶۴ روز زندان، با یک دنده شکسته برای اعدام به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند. در آخرین ساعات زندگی به گذشته خویش می‌اندیشد، به کارنامه زندگی‌اش؛ آن‌چه که انجام داده، و آن‌چه که در سرش می‌گذرد. شاعری‌ست که در نخستین سال‌های جوانی در مخالفت با رژیم به بند گرفتار می‌آید، به زیر شکنجه تا آن‌جا که توان تن اجازه می‌دهد، مقاومت می‌کند، پس آن‌گاه می‌شکند. سخنانی بر زبان می‌راند تا سخنانی دیگر را هم‌چنان راز نگاه دارد. ...

«شام آخر» داستان دیروز است، دیروزی که مشت‌های گره‌کرده در روزهای انقلاب به امید دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی بر بالای سر به جولان درآمده بود. «شام آخر» داستان انقلابی‌ست که بسیار سریع کشتن فرزندان خویش آغاز کرد. داستان بازداشت‌ها و شکنجه‌ها و کشتن‌ها.

«شام آخر» داستان امروز است؛ داستان حاکمیت فقر و دروغ و ریا و تزویر بر کشور، داستان باندهای حکومتی که هر یک می‌کوشد گوشه‌ای از این کشور را بچاپد. برای این عده هدف دستیابی سریع به پول است. چگونگی آن مهم نیست. مهم اما این است که هرچه زودتر انجام پذیرد. «شام آخر» داستان چهاردهه حکومتی است که هم‌چنان به بند می‌کشاند و می‌کشد. ...

شام آخر را غرابتی بزرگ با همین دیدگاه است. نویسنده می‌کوشد درون «من» راوی را در سخت‌ترین شرایط بازکاود. این «من» را در برابر «فرامن» قرار دهد، تا واقعیت و خیال، خواب و بیداری ذهن را در تاریخ معاصر کشوری بکشاند که پنداری حاکمان آن از قعر تاریخ برخاسته‌اند و با فرهنگی بدوی، به نام خدا و دین، کشتن انسان‌هایی را برای بقای خویش لازم می‌دانند.

ساختار رمان نیز بر حجمی از حوادث استوار است که طی یک روز بر ذهنِ سیال راوی در سلولی واقعی جریان دارد. ...

پریچهر
بیوه کشی
سه تار
سنگ سرد
شام آخر
KAS פרסית

نسخه فارسی تازه‌ترین رمان سرور کسمایی با عنوان " درشام آخر" از سوی نشر باران سوئد به بازار كتاب فارسي خارج از كشور آمده است.

این رمان هم همچون دیگر رمان‌های این نویسنده، پیش از چاپ فارسی، توسط انتشارات "روبر لافون" به زبان فرانسوی منتشر شده بود.

این رمان‌نویس، مترجم و ناشر ایرانی مقیم فرانسه، در رمان "شام آخر" به سرنوشت محکوم به اعدامی مي‌پردازد كه حكمش به تعلیق درآمده است، و پس از تحمل ۲۷۶۴ روز زندان، به آپارتمانی بازگشته است که پیش‌تر با همسرش در آن زندگی می‌کرده است. راوی تنها یک آرزو در سر دارد: از سرگرفتن روال زندگی‌ گذشته از همان‌جایی که متوقف شده بود.

فضاي رمان در سرکوب سیاسی- اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن، و در عین حال عشق و خاطره و خيال غوطه‌ور است.

روزنامه فیگارو در 29 ماه مه 2020، نسخه فرانسوی این رمان را عاشقانه، پلیسی و دارای ضرب‌آهنگی نفس‌گیر خواند و نوشت که نویسنده "موفق شده است با استفاده از برخی عناصر زندگی خویش رمان زیبایی بنویسد که به لحاظ گیرایی، تندی، تلخی و ریزبینی تکان‌دهنده است."

روزنامه اومانیته نیز به تاریخ چهارم ژوئن سال گذشته نوشت: "نویسنده با گریز به دوستیها، هم‌یاری‌ها و دلبستگی‌های خصوصی و خلاف شرع، راه تنفسی هم باز می‌گذارد. گریز به ادبیات، شعر و رویا تا راوی فضای گمشده آزادی را در ساحت خیال به دست بیاورد.»

از سرور کسمایی رمان‌های "گورستان شیشه‌ای"(٢٠٠٢)، "دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار"(٢٠٠٦) و "يك روز پيش از آخر زمان"(٢٠١٥) تا به امروز منتشر شده است.

رمان «دره عقاب‌ها، سرگذشت یک فرار»، برنده جایزه آسیای «انجمن نویسندگان فرانسوی زبان» شد.

سرور کسمایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به دو زبان فارسی و فرانسه در دبیرستان رازی تهران به پایان رساند و پس از انقلاب مجبور به ترک کشور شد.

در پاریس، به تحصیل زبان و ادبیات روسی پرداخت و در سال ۱۹۸۷ برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر به مسکو رفت. در بازگشت، علاقه او به تئاتر باعث شد تا او در زمینه ترجمه شفاهی و کتبی تئاتر روسی تخصص پیدا کند. از سال ۱۹۹۰، همچنین مدتی به پژوهش در ادبیات شفاهی وضبط و گردآوری موسیقی‌های مردمی تاجیکستان و نیز موسیقی سنتی و محلی ایرانی پرداخت.

در سال ۲۰۰۰ میلادی، با برگزاری همایش « ادبیات معاصر ایران» در تئاتر ادئون پاریس، مجموعه‌ای از هفت قصه از هفت نویسنده ایرانی به نام «باغ های تنهایی» را در انتشارات «هزار و یک شب» به زبان فرانسه منتشر ساخت.

در سال ۲۰۰۲، اولین رمانش « گورستان شیشه‌ای» به زبان فرانسه در انتشارات معتبر آکت سود به چاپ رسید. در همین سال کلکسیون «چشم اندازهای زبان فارسی» را در همان انتشارات پایه گذاری کرد. از جمله کتاب‌هایی که تا به امروز در این کلکسیون به ترجمه خود او به چاپ رسیده است می‌توان از «رفتن، ماندن، بازگشتن» شاهرخ مسکوب و «دایی جان ناپلئون» ایرج پزشکزاد نام برد.

لنگه‌در کوچک دروازه‌ی بزرگ باز می‌شود. بیرون، آب زیر لاستیکِ خودروهایی که با نزدیک شدن به سرعت‌گیرها آهسته‌ می‌رانند، شره‌ می‌کند. هوا هنوز روشن نشده و آسفالت خیس در پرتوی نور اتومبیل‌ها برق می‌زند. 2764 روز از هنگامی که با دست و چشم‌ بسته به قلعه‌ی پای کوه آوردند‌م، می‌گذرد.
شیب تند جاده قدم‌های ناتوانم را به دنبال خود می‌کشد. عادت راه رفتن از سرم افتاده است، اما از سرعتم نمی‌کاهم. بی‌هدف و بی‌مقصد، ولی با شتاب پیش می‌روم. به کجا؟ به دیدار کی؟ سوسوی چراغ‌های شهر در دوردست و بوی خاک باران‌خورده زندگی سابقم را به خاطرم می‌آورد. چه نقشه‌ها که در شب‌های دراز بی‌خوابی نکشیده‌ام! ‌شتابان خودم را به سرازیری جاده می‌سپارم تا هرچه زودتر از پای دیوارهای بلند قلعه دور‌م کند.
با صدای بوق ماشین از جا می‌پرم. از لب آسفالت کنار می‌کشم و پایم در گل و لای کنار جاده فرو ‌می‌رود. کامیون قراضه‌ای از بغل گوشم رد می‌شود و راننده علامت زشتی حواله‌ام می‌دهد. دوباره که سرعت می‌گیرد، می‌ایستم تا کف کفشم را برانداز کنم. پس از سالیان بار اولی است کفش به پا دارم. گل و لای از سوراخی کهنه نفوذ ‌کرده است. صبح روز دستگیری‌‌ام خیال داشتم پیش پینه‌دوز بروم‌ که آسمان روی سرم خراب شد.
بند ساک آدیداس را روی شانه جا‌به‌جا می‌کنم و از سرازیری تپه لنگ‌لنگان راه می‌افتم. می‌دانم زندگی ارزش زیستن ندارد، اما شتاب دارم همه‌چیز را از ‌همان‌جایی که متوقف شده است، دوباره از سربگیرم.

مان «شام آخر» در یک روز اتفاق می‌افتد؛ در سه فصل. با «طلوع» آغاز، با «ظهر» ادامه می‌یابد تا در «غروب» به پایان برسد. پایان آن اما نقطه پایان نیست، آغازی‌ست در ذهن خواننده تا ببیند و به یاد داشته باشد چگونگی تاراج هستی انسان ایرانی را.

شام آخر واپسین روز است از زندگی راوی داستان. او را که در زندان «جنتلمن» می‌نامند، پس از گذراندن ۲۷۶۴ روز زندان، با یک دنده شکسته برای اعدام به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند. در آخرین ساعات زندگی به گذشته خویش می‌اندیشد، به کارنامه زندگی‌اش؛ آن‌چه که انجام داده، و آن‌چه که در سرش می‌گذرد. شاعری‌ست که در نخستین سال‌های جوانی در مخالفت با رژیم به بند گرفتار می‌آید، به زیر شکنجه تا آن‌جا که توان تن اجازه می‌دهد، مقاومت می‌کند، پس آن‌گاه می‌شکند. سخنانی بر زبان می‌راند تا سخنانی دیگر را هم‌چنان راز نگاه دارد. ...

«شام آخر» داستان دیروز است، دیروزی که مشت‌های گره‌کرده در روزهای انقلاب به امید دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی بر بالای سر به جولان درآمده بود. «شام آخر» داستان انقلابی‌ست که بسیار سریع کشتن فرزندان خویش آغاز کرد. داستان بازداشت‌ها و شکنجه‌ها و کشتن‌ها.

«شام آخر» داستان امروز است؛ داستان حاکمیت فقر و دروغ و ریا و تزویر بر کشور، داستان باندهای حکومتی که هر یک می‌کوشد گوشه‌ای از این کشور را بچاپد. برای این عده هدف دستیابی سریع به پول است. چگونگی آن مهم نیست. مهم اما این است که هرچه زودتر انجام پذیرد. «شام آخر» داستان چهاردهه حکومتی است که هم‌چنان به بند می‌کشاند و می‌کشد. ...

شام آخر را غرابتی بزرگ با همین دیدگاه است. نویسنده می‌کوشد درون «من» راوی را در سخت‌ترین شرایط بازکاود. این «من» را در برابر «فرامن» قرار دهد، تا واقعیت و خیال، خواب و بیداری ذهن را در تاریخ معاصر کشوری بکشاند که پنداری حاکمان آن از قعر تاریخ برخاسته‌اند و با فرهنگی بدوی، به نام خدا و دین، کشتن انسان‌هایی را برای بقای خویش لازم می‌دانند.

ساختار رمان نیز بر حجمی از حوادث استوار است که طی یک روز بر ذهنِ سیال راوی در سلولی واقعی جریان دارد. ...

فتنه شادیاخ
ספורת
خانواده نیک اختر
ספורת
آداب بی قراری
ספורת
برف ونرگس
ספורת
مهمان مامان
ספורת
روزی که هزار بار عاشق شدم
Additional book
کوراوغلو و کچل حمزه
ספורת
پریچهر
ספורת
تسلی ناپذیر
ספורת
بیوه کشی
ספורת
دکتر ژیواگو
ספורת
بازی تقدیر
ספורת
سه تار
ספורת
هولا...هولا
ספורת
شام مهتاب
ספורת
سنگ سرد
ספורת
نام تمام مردگان یحیاست
ספורת
سایه روشن
ספורת
من دانای کل هستم
ספורת
سندرم تهران
ספורת