חיפוש מתקדם
صفایی فرد, ف.
شقایق

- چرا اومدی؟
نفسش را بیرون داد
- چون از تو چاه بودن خسته شدم
- یعنی دیگه میخوای بیای بیرون؟
چند ثانیه سکوت کرد.کمی از محتویات لیوانش خورد.بعد یک‌وری نگاهم کرد و گفت
- اگه یکی دستامو بگیره
نیشم دیگه بسته نمیشد.لیوان را به لب‌هایم چسباندم؛اما چیزی نخوردم.دلم نمی‌آمد
- می‌گیریشون؟
نفسی گرفتم.انگار باری از روی دوشم برداشته شده بود.گفتم
- به صورت مجازی،بله
زیر نگاه خندانش باز گفتم
- هنوز زوده واسه به خطر انداختن اسلام
خندید.پررنگ تر از همیشه‌ای که او را دیده بودم

افسانه
روژیا
ساغر
آیدا
باران
خائن
سوگند
قهوه ترک
سیب
بی قرار
جاده ی سیب های وحشی
SAF פרסית

- چرا اومدی؟
نفسش را بیرون داد
- چون از تو چاه بودن خسته شدم
- یعنی دیگه میخوای بیای بیرون؟
چند ثانیه سکوت کرد.کمی از محتویات لیوانش خورد.بعد یک‌وری نگاهم کرد و گفت
- اگه یکی دستامو بگیره
نیشم دیگه بسته نمیشد.لیوان را به لب‌هایم چسباندم؛اما چیزی نخوردم.دلم نمی‌آمد
- می‌گیریشون؟
نفسی گرفتم.انگار باری از روی دوشم برداشته شده بود.گفتم
- به صورت مجازی،بله
زیر نگاه خندانش باز گفتم
- هنوز زوده واسه به خطر انداختن اسلام
خندید.پررنگ تر از همیشه‌ای که او را دیده بودم

افسانه
ספורת
از چاله به چاه
ספורת
روژیا
ספורת
ساغر
ספורת
آیدا
ספורת
باران
ספורת
خائن
ספורת
یار قدیمی
ספורת
سوگند
ספורת
قهوه ترک
ספורת
شیطان بزرگ شیطان کوچک
ממוין
از عشق گریزانم...
ספורת
عاشقانه برگرد
ספורת
بگو بمانم
ספורת
وقتی باران می بارد
ספורת
ماه و قهوه
ספורת
آخرین رویا
ספורת
سیب
ספורת
صفر بهتر از هیچ است
ספורת
بی قرار
ספורת