חיפוש מתקדם
افسری, تایماز
NEY

لوزالمعده چشم‌هایش را گشاد کرد. آمد توی صورتم. با صدای پستی گفت: «این خیلی قشنگه که شما توی داستان‌تون بدون مراعات، اسم مارک‌های خارجی و مبتذل رو می‌آرین؟ خیلی قشنگه که یه خرس مذکر بیاد با یه دانشجوی دختر که از همون مارک‌ها می‌پوشه، برن توی یه کافه‌ای با هم بشینن، دست همو بگیرن...به هم شماره تلفن بدن. بعد هم روشن نباشه چی به هم گفتن؟» دود را فوت کردم توی صورتش، گفتم: «روشنه آقا.»

توسکا
چتر خیس
باران
فرستاده
آبباریک
شاتوت
من سرکش
زاهو
بهانه
آستین های رنگی
AFS תוספר פרסית .

لوزالمعده چشم‌هایش را گشاد کرد. آمد توی صورتم. با صدای پستی گفت: «این خیلی قشنگه که شما توی داستان‌تون بدون مراعات، اسم مارک‌های خارجی و مبتذل رو می‌آرین؟ خیلی قشنگه که یه خرس مذکر بیاد با یه دانشجوی دختر که از همون مارک‌ها می‌پوشه، برن توی یه کافه‌ای با هم بشینن، دست همو بگیرن...به هم شماره تلفن بدن. بعد هم روشن نباشه چی به هم گفتن؟» دود را فوت کردم توی صورتش، گفتم: «روشنه آقا.»

ماه کامل می شود
ספורת
از قلب کویر
ספורת
تا بینهایت
ספורת
با او به اوج رسیدم
ספורת
توسکا
ספורת
چتر خیس
ספורת
باران
ספורת
فرستاده
ספורת
سپیده ی عشق
ספורת
آبباریک
ספורת
شاتوت
ספורת
من سرکش
ספורת
بازی بی قاعده
ספורת
بانوی قصه
ספורת
دشمن عزیز من
ספורת
زاهو
ספורת
خاکستری در باد
ספורת
بهانه
ספורת
پرنده باز تهران
ספורת
باغ الفبا
ילדים