חיפוש מתקדם
یگانه, مرضیه
البرز

در حالی که گریه می‌کرد پیشانی‌اش را به پنجره اتاق چسباند و نامم را صدا زد: (مینا...) آرام دستم را برایش بالا آوردم که گریست. سرش را تکان داد و کف دستش را به شیشه چسباند و حلقه‌ای که برای عقدمان خریده بودیم و در دستش بود را به من نشان داد و بعد با همان نگاه بارانی و لبخندی که پر احساس‌تر از همیشه روی لبانش نشسته بود دستش را روی سمت چپ سینه‌اش قرار داد و زیر لب گفت: (دوستت دارم... مینا.) از نگاه بارانی او بود یا نگرانی که در چشمانش می‌دیدم، اشک از چشمانم جاری شد. شاید واقعا نباید متین را در آن وضعیت تنها می‌گذاشتم.

پیچک عشق
بازی عشق
خیال عشق
عشق
داغ عشق
مینای عشق
YEG פרסית

در حالی که گریه می‌کرد پیشانی‌اش را به پنجره اتاق چسباند و نامم را صدا زد: (مینا...) آرام دستم را برایش بالا آوردم که گریست. سرش را تکان داد و کف دستش را به شیشه چسباند و حلقه‌ای که برای عقدمان خریده بودیم و در دستش بود را به من نشان داد و بعد با همان نگاه بارانی و لبخندی که پر احساس‌تر از همیشه روی لبانش نشسته بود دستش را روی سمت چپ سینه‌اش قرار داد و زیر لب گفت: (دوستت دارم... مینا.) از نگاه بارانی او بود یا نگرانی که در چشمانش می‌دیدم، اشک از چشمانم جاری شد. شاید واقعا نباید متین را در آن وضعیت تنها می‌گذاشتم.

چشمهای بارانی
ספורת
پیچک عشق
ספורת
بازی عشق
ספורת
حسی شبیه عشق
ספורת
خیال عشق
ספורת
تا ثریا عشق
שירה
غربت نشین عشق
ספורת
عشق می آید
ספורת
عشق
ספורת
خاطرات بارانی
ספורת
چلّه نشین عشق
ספורת
در ماندگان عشق
Additional book
هنر عشق ورزیدن
ממוין
عطر قالی نسیم عشق
ספורת
داغ عشق
ספורת
از عشق گریزانم...
ספורת
خلسه ی عشق
ספורת
آنسوی مرز عشق
ספורת
راه طولانی بود از عشق حرف زدیم
ספורת
راز مروارید
ספורת