חיפוש מתקדם
حاتمی, فریبا
برکه خورشید

امیرمنصور، نوه ی حاج اسماعیل بزاز تاجر جوانی است در بازار وکیل شیراز. جوانی آرام و محجوب که طبق رسم و رسومات باید شغل آباء و اجدادی اش را عهده دار شود . از آن جایی که او تنها بازمانده ی ذکور خاندان است وظیفه دارد هم چراغ خانه را روشن نگه دارد، هم چراغ حجره بزازی بازار وکیل را. پای سفره عقد می نشیند و با خورشید، دختری از اعیان سرشناس شهر پیوند زناشویی می بندد. خورشید وارد زندگی تاجر جوان می شود؛ با طبق طبق جهاز. سرجهازی اش کنیزکی است سیه چهره که میان زندگی جدید و پرتلاطم امیرمنصور، بی اختیار به سرنوشت او سنجاق می شود.
 

بی قرار
ژیوار
دگردیسی
هلال ماه نو
HAT פרסית

امیرمنصور، نوه ی حاج اسماعیل بزاز تاجر جوانی است در بازار وکیل شیراز. جوانی آرام و محجوب که طبق رسم و رسومات باید شغل آباء و اجدادی اش را عهده دار شود . از آن جایی که او تنها بازمانده ی ذکور خاندان است وظیفه دارد هم چراغ خانه را روشن نگه دارد، هم چراغ حجره بزازی بازار وکیل را. پای سفره عقد می نشیند و با خورشید، دختری از اعیان سرشناس شهر پیوند زناشویی می بندد. خورشید وارد زندگی تاجر جوان می شود؛ با طبق طبق جهاز. سرجهازی اش کنیزکی است سیه چهره که میان زندگی جدید و پرتلاطم امیرمنصور، بی اختیار به سرنوشت او سنجاق می شود.
 

JENNIE'S HAT
شب طولانی
ספורת
آداب بی قراری
ספורת
زیر چراغ های تاریک
ספורת
دختر ماه منیر
ספורת
شاهنامهٌ تغذیه
ממוין
آبنبات چوبی
ספורת
بی قرار
ספורת
طعم تلخ سکوت
ספורת
برج کبوتر
ספורת
بهار نارنج های تهران
ספורת
ژیوار
ספורת
زوال موج ها
ספורת
اینجا آسمانش آبی است
ספורת
پروانه می شود
ספורת
ابریشم و عشق
ספורת
بابایی که شما باشی
ספורת
دگردیسی
ספורת
سحر ستاره شد
ספורת
نام تمام مردگان یحیاست
ספורת