

تو داری از عذاب حرف میزنی... شکایت داری از من؟ غم و غصه، تنهایی و دلتنگی، همهاش به کنار، هیچکدام درد نیست...درد اونه که ندونی باید فراموش کنی یا صبر کنی. عذاب اونه که حسرت دیروز رو بخوری و از فردای بدون عشق بلرزی... درد اونه که خاطره گذشتهات، آیندهای برات نذاره...درد اونه که تنهایی اشک بریزی و غصه بخوری، صدات تو گلو خفه بشه تا مبادا کسی بشنوه. درد اونه که خودتم برای دردت مرهم نداشته باشی!
تو داری از عذاب حرف میزنی... شکایت داری از من؟ غم و غصه، تنهایی و دلتنگی، همهاش به کنار، هیچکدام درد نیست...درد اونه که ندونی باید فراموش کنی یا صبر کنی. عذاب اونه که حسرت دیروز رو بخوری و از فردای بدون عشق بلرزی... درد اونه که خاطره گذشتهات، آیندهای برات نذاره...درد اونه که تنهایی اشک بریزی و غصه بخوری، صدات تو گلو خفه بشه تا مبادا کسی بشنوه. درد اونه که خودتم برای دردت مرهم نداشته باشی!