חיפוש מתקדם
معیری, منا
نشر علی

ه جایی تو زندگیت مجبور به انتخابی، این انتخاب شاید بهترین نباشه، شاید کامل ترین نباشه، شاید به چشم هیچکسی عاقلانه نیاد، شاید خودت سال ها توش دست و پا بزنی و غرق بشی.
این انتخاب می تونه طلوع کردن خورشید از مغرب باشه، می تونه یه دختر ده ساله و کودکی هاش باشه، می تونه یه مرد باشه که راه به جایی نداره یا مادری باشه که بین بچه هاش مجبور به انتخاب می شه.
می تونه سال ها تو رو به زنجیری بکشه که نمی بینیش.
می تونه دوست داشتنی ترین اتفاق زندگیت باشه.
می تونه عطر رزهای سفید باشه و گندمزار طلایی…
قسمتی از رمان طلوع از مغرب
نگاه کلافه اش از ظرف های تلنبار شده ی روی کانتر بالا اومد و رسید روی لکه های تیره ی سینک و بوی بسیار بد زباله ها.

آب نبات
سناتور
کوچ
نیمکت شب
طلوع از مغرب
MOE פרסית

ه جایی تو زندگیت مجبور به انتخابی، این انتخاب شاید بهترین نباشه، شاید کامل ترین نباشه، شاید به چشم هیچکسی عاقلانه نیاد، شاید خودت سال ها توش دست و پا بزنی و غرق بشی.
این انتخاب می تونه طلوع کردن خورشید از مغرب باشه، می تونه یه دختر ده ساله و کودکی هاش باشه، می تونه یه مرد باشه که راه به جایی نداره یا مادری باشه که بین بچه هاش مجبور به انتخاب می شه.
می تونه سال ها تو رو به زنجیری بکشه که نمی بینیش.
می تونه دوست داشتنی ترین اتفاق زندگیت باشه.
می تونه عطر رزهای سفید باشه و گندمزار طلایی…
قسمتی از رمان طلوع از مغرب
نگاه کلافه اش از ظرف های تلنبار شده ی روی کانتر بالا اومد و رسید روی لکه های تیره ی سینک و بوی بسیار بد زباله ها.

آن تابستان
ספורת
شاید هرگز نبوده ام
ספורת
شاید وقتی دیگر.....
ספורת
بی تو محاله
ספורת
ملودی سکوت
ספורת
خزان بی آذر
ספורת
بگذار عاشقت باشم
ספורת
آب نبات
ספורת
سایه های سرنوشت
ספורת
عاشقانه برگرد
ספורת
سناتور
ספורת
اما تو جانم می بری
ספורת
آهوی وحشی
ספורת
شاید دوباره زیستن
ספורת
رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری
ממוין
صفر بهتر از هیچ است
ספורת
شاید سرنوشت اینطور نوشت
ספורת
کوچ
ספורת
تواولین طلوع بودی
ספורת
نیمکت شب
ספורת