חיפוש מתקדם
عباس پور, سعید
نشر قصه

«صداهای سوخته» نوشتة سعید عباسپور روایت زندگی شیرین، دختری است که ساکن اصفهان بود و به همراه پدر شکاک و مادر و خواهرش لیلی زندگی می‌کرد. پدر شیرین مرد بدبینی بود که هرگاه شیرین از دانشگاه به خانه می‌آمد مانند پلیسی او را بازرسی می‌کرد و تمام بدن او را بو می‌کشید تا مبادا بوی غریبه بدهد. مادرش و لیلی روزهای سختی را تجربه می‌کردند، تا این که لیلی با آقای جواهری استاد دانشگاه ازدواج کرد و به تهران آمد. پدر به دلایل نامعلومی تمام وسایل لیلی را آتش زد و شیرین بعد از سکته کردن پدر، دچار ترسی شدید شد، ترس از خودش، خیابان، دانشگاه و همه. دکتر دماوندی روانشناس به او توصیه کرد که هرچه به ذهنش می‌رسد بنویسد، او این کار را کرد، اما از نوشته‌هایش هم می‌ترسید، از صدای خود و از خواب‌هایش، او نمی‌دانست آیا خواب‌هایش را زندگی می‌کند و زندگی او ادامة خواب‌هایش است یا این که زندگی واقعی است؟

ترانه
من زنم
صداهای سوخته
ABA תוספר פרסית

«صداهای سوخته» نوشتة سعید عباسپور روایت زندگی شیرین، دختری است که ساکن اصفهان بود و به همراه پدر شکاک و مادر و خواهرش لیلی زندگی می‌کرد. پدر شیرین مرد بدبینی بود که هرگاه شیرین از دانشگاه به خانه می‌آمد مانند پلیسی او را بازرسی می‌کرد و تمام بدن او را بو می‌کشید تا مبادا بوی غریبه بدهد. مادرش و لیلی روزهای سختی را تجربه می‌کردند، تا این که لیلی با آقای جواهری استاد دانشگاه ازدواج کرد و به تهران آمد. پدر به دلایل نامعلومی تمام وسایل لیلی را آتش زد و شیرین بعد از سکته کردن پدر، دچار ترسی شدید شد، ترس از خودش، خیابان، دانشگاه و همه. دکتر دماوندی روانشناس به او توصیه کرد که هرچه به ذهنش می‌رسد بنویسد، او این کار را کرد، اما از نوشته‌هایش هم می‌ترسید، از صدای خود و از خواب‌هایش، او نمی‌دانست آیا خواب‌هایش را زندگی می‌کند و زندگی او ادامة خواب‌هایش است یا این که زندگی واقعی است؟

ترانه
ספורת
معجزات کوچک برای زنان
ספורת
روزی که هزار بار عاشق شدم
Additional book
هست یا نیست
ספורת
پابرهنگی های تبارم
ספורת
آنسوی مرز عشق
ספורת
رابو گل همیشه بهار
ספורת
توبه ی گرگ
ספורת
من زنم
ספורת
استادان بسیار زندگی های بسیار
ממוין
ندای دل، صدای دل
ספורת
همه ز آفتاب گویم
ספורת
هولا...هولا
ספורת
شهر من گم شده است
ספורת
رابینسون کروزوئه
ספורת
پند و حکایات پدر
ספורת
فرهاد، شیرین، مهمنه بانو وآب سر چشمه بیستون
מחזה
مورچه هایی که پدرم را خوردند
سندرم تهران
ספורת
جمعه را گذاشتم برای خودکشی
ספורת