Advanced Search
صدای معاصر

کسی دست می کشید لای موهایش. حس خوبی داشت، دردِ سرش کامل افتاده بود. زمزمه کرد: نگار!
حرکت متوقف شد. خسته بود و خوابش عمیق می شد اما باز تخت تکان خورد.
-چیزی گفتی عزیزم؟
صدای ناآشنا... نه آن قدرها هم ناآشنا نبود. مغزش ذره ذره فعال می شد. دوباره حرکت دست را لای موهایش حس کرد. نگار هیچ وقت این قدر نزدیکش نمی شد. لای پلک هایش را باز کرد. اتاق تاریک روشن بود و جثه ی باریک و ظریف کسی را که کنارش دراز کشیده بود می دید. دست کشید روی صورتش و نیم خیز شد. زن بلافاصله پرسید:
-خوبی؟ بهتری؟
موهای فرفری و نرمش... این بار صورتش واضح تر بود. چشم های کشیده و لب های پُرش فاصله ی زیادی با صورتش نداشت. محکم پلک زد و تکانی به سرش داد تا گیجی بپرد و پرسید:
-من کجام؟

ASHK-E MAHTAB
BAZM-E SHAERAN
MOSHAEREH
یک نگاه
ویلان
از یک ریشه ایم
SOH פרסית

کسی دست می کشید لای موهایش. حس خوبی داشت، دردِ سرش کامل افتاده بود. زمزمه کرد: نگار!
حرکت متوقف شد. خسته بود و خوابش عمیق می شد اما باز تخت تکان خورد.
-چیزی گفتی عزیزم؟
صدای ناآشنا... نه آن قدرها هم ناآشنا نبود. مغزش ذره ذره فعال می شد. دوباره حرکت دست را لای موهایش حس کرد. نگار هیچ وقت این قدر نزدیکش نمی شد. لای پلک هایش را باز کرد. اتاق تاریک روشن بود و جثه ی باریک و ظریف کسی را که کنارش دراز کشیده بود می دید. دست کشید روی صورتش و نیم خیز شد. زن بلافاصله پرسید:
-خوبی؟ بهتری؟
موهای فرفری و نرمش... این بار صورتش واضح تر بود. چشم های کشیده و لب های پُرش فاصله ی زیادی با صورتش نداشت. محکم پلک زد و تکانی به سرش داد تا گیجی بپرد و پرسید:
-من کجام؟

DASTAN-E YEK SOBH-E BAHARI
Fiction
ASHK-E MAHTAB
Poetry
YEK JOREH AB YEK JOREH SARAB
Fiction
YEK PRANSES DAR BERLIN
Fiction
تقدیر بود
Fiction
TANHA YEK BAR PARVAZ KON
Fiction
NEGAHI DAR SOKOOT
Poetry
چهرهایی در یک آینه
Fiction
سقوط شاهنشاهی ایران
Sorted
هنسل و گرتل
Children
BAZM-E SHAERAN
Poetry
MOSHAEREH
Poetry
یک نگاه
Fiction
Az eshgh gorizanam
Fiction
رقص شعله ها
Fiction
Vaghti baran mibarad
Fiction
ویلان
Fiction
زخم یک خاطره
Fiction
فراموشت خواهم کرد
Fiction
آرام جانم
Fiction