נגישות
menu      
English
My mediateque
Discover
Library network
Golda Meir St. 6, Holon, 58458
Tel. 03-5021555
Fax 03-5021533
Advanced Search
Syntax
Search...
Save Item
Saate del tangi
(Book)
Author
شیردل, سیمین
Pen name
Additional names
Co-Author/s
Shelf Placement / Shelf Number
SHI פרסית
Special position
Target Audience
Adults
,
Format
Book
Genre
Fiction
Publisher
برکه خورشید
Place
تهران
Editor
Year of Publication
2018
- 1600
Series
Series No.
0
Volumes
0
Number of Pages
656
Synopsis

کتاب «ساعت دلتنگی» نوشته سیمین شیردل است. از سیمین شیردل تا کنون رمان‌های متعددی منتشر شده است که از جمله می‌توان به «امشب»، «هیس کسی نفهمه»، «همین حوالی»، «تلافی»، «آرام» و... اشاره کرد. نثر شیوا و روان شیردل به همراه خلق تصاویر ملموس در نوشتارش، می‌تواند بسیاری از خوانندگان را با او همراه سازد. شیردل در این رمان نیز با نثری گیرا و خواندنی، یکی از مهم‌ترین احساسات بشری یعنی دلتنگی را در بستری داستانی روایت کرده است. در سطرهای آغازین کتاب «ساعت دلتنگی» می‌خوانیم: «همیشه خواب‌های آشفته می‌دیدم. از کودکی وقتی تب می‌کردم چهره‌ها را سفید و یخ‌زده و سرها را بزرگ، اندازه­ی دیگ می‌دیدم! اکثر خواب‌هایم تعبیر می‌شد. صحنه‌هایی را درواقعیت می‌دیدم که بارها تجربه کرده بودم ولی کجا و کی، یادم نمی‌آمد! در مورد آدم‌های دور و برم شناخت داشتم و کمتر فریب ظاهرشان را می‌خوردم ولی پیش می‌آمد که نظریه‌هایم برعکس می‌شد و چند نفری هم بودند که در رابطه‌شان با من چندان صمیمی و رو راست نبودند ولی چون دوست‌شان داشتم، ترجیح می‌دادم کنارم باشند. مگر می‌شد همه خوب باشند، همه بی‌عیب و نقص باشند. آن وقت دیگر کسی در کنارت باقی نمی‌ماند. مگر من کامل و یا خیلی ایده­آل بودم؟ هر کسی یک سری فاکتورهای خوب و بد دارد... گاهی اتفاقات را زودتر از موعد حدس می‌زدم. مرگ پدربزرگ و مادر بزرگم و تصادف خودم و اتفاقات ریز و درشت دیگر... ولی هیچ کدام باعث نمی‌شد از مسیر زندگی‌ام خارج شوم. چیزی که در سرنوشتم رقم خورده بود باید اتفاق می‌افتاد و غیر از خدا کسی هم توان جلوگیری از آن را نداشت... با رویاهای من و تعبیر خواب‌هایم باز چیزی عوض نمی‌شد. تقدیر، قسمت سهمی از زندگی بود».

Source
אתר אינטרנט
,
Link to e-book
APA quote
Show More
Related Content
+ Additional Information
+ Availability
You may also be interested in
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
BEHIN
2009
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
NIMEY-E GHAYEB
1999
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Gonahkar
2017
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Konje behesht
2014
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Mara ahdist...
2018
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Achmiz
2018
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Na gofteh ha
2018
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Shatoot
2015
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Khate ehsas
2019
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Taghabol
2019
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Sokoot saye ih
2018
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
ارتعاش
2020
- 1600
Genre
Fiction
Target Audience
Adults
Readers Opinion
Librarians recommendation
Critics opinion
T
Say Something about this...
Ctrl+Enter To post
Post
Discard
המרכז הישראלי לאמנות דיגיטלית חולון(View)
Category...
Saate del tangi
SHI פרסית

کتاب «ساعت دلتنگی» نوشته سیمین شیردل است. از سیمین شیردل تا کنون رمان‌های متعددی منتشر شده است که از جمله می‌توان به «امشب»، «هیس کسی نفهمه»، «همین حوالی»، «تلافی»، «آرام» و... اشاره کرد. نثر شیوا و روان شیردل به همراه خلق تصاویر ملموس در نوشتارش، می‌تواند بسیاری از خوانندگان را با او همراه سازد. شیردل در این رمان نیز با نثری گیرا و خواندنی، یکی از مهم‌ترین احساسات بشری یعنی دلتنگی را در بستری داستانی روایت کرده است. در سطرهای آغازین کتاب «ساعت دلتنگی» می‌خوانیم: «همیشه خواب‌های آشفته می‌دیدم. از کودکی وقتی تب می‌کردم چهره‌ها را سفید و یخ‌زده و سرها را بزرگ، اندازه­ی دیگ می‌دیدم! اکثر خواب‌هایم تعبیر می‌شد. صحنه‌هایی را درواقعیت می‌دیدم که بارها تجربه کرده بودم ولی کجا و کی، یادم نمی‌آمد! در مورد آدم‌های دور و برم شناخت داشتم و کمتر فریب ظاهرشان را می‌خوردم ولی پیش می‌آمد که نظریه‌هایم برعکس می‌شد و چند نفری هم بودند که در رابطه‌شان با من چندان صمیمی و رو راست نبودند ولی چون دوست‌شان داشتم، ترجیح می‌دادم کنارم باشند. مگر می‌شد همه خوب باشند، همه بی‌عیب و نقص باشند. آن وقت دیگر کسی در کنارت باقی نمی‌ماند. مگر من کامل و یا خیلی ایده­آل بودم؟ هر کسی یک سری فاکتورهای خوب و بد دارد... گاهی اتفاقات را زودتر از موعد حدس می‌زدم. مرگ پدربزرگ و مادر بزرگم و تصادف خودم و اتفاقات ریز و درشت دیگر... ولی هیچ کدام باعث نمی‌شد از مسیر زندگی‌ام خارج شوم. چیزی که در سرنوشتم رقم خورده بود باید اتفاق می‌افتاد و غیر از خدا کسی هم توان جلوگیری از آن را نداشت... با رویاهای من و تعبیر خواب‌هایم باز چیزی عوض نمی‌شد. تقدیر، قسمت سهمی از زندگی بود».

DIGAR KASSI SEDAYAM NAZAD
Fiction
KASI POSHTE SARAM AB NARIKHT
Fiction
BEHIN
Fiction
NIMEY-E GHAYEB
Fiction
CHEH KASI BAVAR MIKONAD
Fiction
Chand satre zendegi
Fiction
Hameheh asheghaneh haye man
Fiction
Gonahkar
Fiction
Konje behesht
Fiction
Hamnava ba taranehaye deltangi
Fiction
Mara ahdist...
Fiction
Bastar haye khali
Fiction
Achmiz
Fiction
Na gofteh ha
Fiction
Shatoot
Fiction
Saye haye sarnevesht
Fiction
Khate ehsas
Fiction
Taghabol
Fiction
Sokoot saye ih
Fiction
ارتعاش
Fiction