חיפוש מתקדם
دارابی, لیلا
پرسمان

معده مریم، طاقتی براش باقی نگذاشت. حس کرد اگر یک کلمه دیگر بگوید، هرچه از صبح خورده کنار گوش سیمین بالا می‌آورد. با عجله خداحافظی کرد و یک‌راست دوید سمت دستشویی. صورتش را چندبار آب زد و به آیینه نگاه کرد. قربان صدقه‌های بهنام، عروسی باشکوهشان و آن ماه عسل رویایی همه و همه یک‌جا جلوی چشمش به نمایش درآمد و بعد همه‌چیز مثل حباب ناگهان از همپاشید. چشم‌هایش را بست و با عقی جانانه، معده‌اش را از آن همه اضطراب خالی کرد.

در سفر
ویلان
حباب
DAR פרסית

معده مریم، طاقتی براش باقی نگذاشت. حس کرد اگر یک کلمه دیگر بگوید، هرچه از صبح خورده کنار گوش سیمین بالا می‌آورد. با عجله خداحافظی کرد و یک‌راست دوید سمت دستشویی. صورتش را چندبار آب زد و به آیینه نگاه کرد. قربان صدقه‌های بهنام، عروسی باشکوهشان و آن ماه عسل رویایی همه و همه یک‌جا جلوی چشمش به نمایش درآمد و بعد همه‌چیز مثل حباب ناگهان از همپاشید. چشم‌هایش را بست و با عقی جانانه، معده‌اش را از آن همه اضطراب خالی کرد.

ستاره ای در آسمان
ספורת
در اندرون
ספורת
داستانهای محبوب من
ספורת
خانه نیاوران
ספורת
مرد صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و نا پدید شد
ספורת
قتل در قطار
ספורת
به خاطر تو
ספורת
در سفر
ספורת
درخت شلیل
ספורת
گسترۀ محبت
ספורת
پابرهنگی های تبارم
ספורת
اگر نرفته بودی
ספורת
ضربان تنهایی
ספורת
وقتی باران می بارد
ספורת
ویلان
ספורת
امشب به یادت خواهم گریست
ספורת
چون آب در آبگینه
ספורת
شوق با تو بودن
ספרי ילדים ונוער
آهوی وحشی
ספורת
خاکستری در باد
ספורת