

است
محسن نکومنش فرد در رمان «استر»، به بهانهی زندگی یک زن و مرد به نام «استر» و «فرهاد»، تصویری از تحولات سیاسی و اجتماعیِ یکصدسال اخیر ایران، ارائه میدهد
داستان در بستر روزهای پرماجرای انقلاب سال ۱۳۵۷ خورشیدی شکل میگیرد. شیوهی تفکر و زندگی استر و فرهاد همچون زندگی میلیونها جوان همنسلشان، تحت تاثیر روند حرکت جامعه و وقایع پیش و پس از انقلاب است
در رمان استر، نکومنش مانند دیگر کارهای گذشته، تحت تاثیر مهاجرت است. مشکلات مهاجرت و مهاجرین همچنان دغدغهی این نویسنده است. او که در آثار قبلیاش و به طور مشخص در «از هرات تا تهران» از معضلات مهاجران افغان در ایران نوشته بود، حالا به سرنوشت مهاجر افغان در اروپای امروز پرداخته است
رمان «استر» در 205 صفحه تنظیم شده است و با این جملات آغاز میشود: «مادرم بارها وقتی فاجعه یا مصیبتی پیش میآمد، میگفت: "نصیب یهودی نشه!" یا "خدا نصیب یهودی نکنه!" و من نمیتوانستم خوب منظور او را درک کنم. یهودی کیست یا چیست؟ چرا نباید مصیبتی نصیب یهودی شود؟ البته به مرور دریافتم که این جمله را زمانی بهکار میبرد که در مورد امری که تحملش دشوار است سخن میگفت. مثلاً وقتی درد میگرنش به نهایت میرسید. از وقتی فهمیدم یهودی کسی است که به دین دیگری جز آئین اکثریت باور دارد بازهم زمان زیادی طول کشید تا بفهمم آیا مادرم واقعاً یهودیها را دوست دارد یا از آنها متنفر است
حالا دیگر فهمیدهام که برای مادرم یهودی مظهر یک انسان پلید بود، اما او درد و رنج را حتا برای یهودی هم روا نمیداشت. مادرم در دنیای خود انسان نسبتاً منصفی بود. تعصب مذهبی نداشت. اصولاً خودش هم نمیدانست به کدام آئین پایبند است. هرگز در زندگیاش به شیوهی معمول نماز نخوانده بود، اما دعا و نفرین روزمره بر زبانش جاری میشد.»
فضای رمان «استر» در یک جغرافیای گسترده از ایران تا سوئد و حوادثی از دوران رضاشاه تا امروز در نقاط مختلف ایران را پوشش میدهد
است
محسن نکومنش فرد در رمان «استر»، به بهانهی زندگی یک زن و مرد به نام «استر» و «فرهاد»، تصویری از تحولات سیاسی و اجتماعیِ یکصدسال اخیر ایران، ارائه میدهد
داستان در بستر روزهای پرماجرای انقلاب سال ۱۳۵۷ خورشیدی شکل میگیرد. شیوهی تفکر و زندگی استر و فرهاد همچون زندگی میلیونها جوان همنسلشان، تحت تاثیر روند حرکت جامعه و وقایع پیش و پس از انقلاب است
در رمان استر، نکومنش مانند دیگر کارهای گذشته، تحت تاثیر مهاجرت است. مشکلات مهاجرت و مهاجرین همچنان دغدغهی این نویسنده است. او که در آثار قبلیاش و به طور مشخص در «از هرات تا تهران» از معضلات مهاجران افغان در ایران نوشته بود، حالا به سرنوشت مهاجر افغان در اروپای امروز پرداخته است
رمان «استر» در 205 صفحه تنظیم شده است و با این جملات آغاز میشود: «مادرم بارها وقتی فاجعه یا مصیبتی پیش میآمد، میگفت: "نصیب یهودی نشه!" یا "خدا نصیب یهودی نکنه!" و من نمیتوانستم خوب منظور او را درک کنم. یهودی کیست یا چیست؟ چرا نباید مصیبتی نصیب یهودی شود؟ البته به مرور دریافتم که این جمله را زمانی بهکار میبرد که در مورد امری که تحملش دشوار است سخن میگفت. مثلاً وقتی درد میگرنش به نهایت میرسید. از وقتی فهمیدم یهودی کسی است که به دین دیگری جز آئین اکثریت باور دارد بازهم زمان زیادی طول کشید تا بفهمم آیا مادرم واقعاً یهودیها را دوست دارد یا از آنها متنفر است
حالا دیگر فهمیدهام که برای مادرم یهودی مظهر یک انسان پلید بود، اما او درد و رنج را حتا برای یهودی هم روا نمیداشت. مادرم در دنیای خود انسان نسبتاً منصفی بود. تعصب مذهبی نداشت. اصولاً خودش هم نمیدانست به کدام آئین پایبند است. هرگز در زندگیاش به شیوهی معمول نماز نخوانده بود، اما دعا و نفرین روزمره بر زبانش جاری میشد.»
فضای رمان «استر» در یک جغرافیای گسترده از ایران تا سوئد و حوادثی از دوران رضاشاه تا امروز در نقاط مختلف ایران را پوشش میدهد