חיפוש מתקדם
دو ماریوو, پی یر
SALES

قهرمان اين كتاب خانمي است به نام ماريان، نويسنده نوشته هايي از وي را توسط يكي از دوستانش كه آن ها را در جايي مبهم و رها شده يافته به دست مي آورد و تصميم مي گيرد كه آن يادداشت ها را به چاپ برساند. بنابراين داستان پيش رو براساس واقعيت مي باشد و شايد بسيار به جنبه هاي روحي و معنوي پرداخته باشد به گونه اي كه در نمونه هاي ديگر به ندرت به چشم مي خورد.

ماريان نامي ست كه صاحب نوشته ها خود را با آن معرفي كرده است و در ادامه لقب كنتس را اختيار مي كند. زتدگي پرفراز و نشيب قهرمان داستان و هواي نفساني او به خوبي به نمايش در آمده، او زني است كه براي رسيدن به خواسته هايش از هيچ كاري فروگزار نمي كند و با نقش بازي كردن به دنبال رسيدن به مقصود است، بدون ذره اي احساس شرم يا غرور.

گزیده ای از کتاب

« چطور امروز به ديدنت آمد؟»

فوري گفتم: « نه مادام، برايم نامه نوشته بود. و از شما خواهش مي كنم كه در اين مورد به او حرفي نزنيد. اين نامه را از طرف او همان خدمتكاري آورد، كه ديروز به دنبالم فرستاديد.» و نامه را به او دادم و آن را خواند.

گفت: « پسرم را نمي توانم، سرزنش كنم. ولي تو هم دختر عجيبي هستي. حق دارد كه عاشقت بشود.‌«

LOABAT
FATH NAMEH
اوستا
To boodi va man
Nimi az vojoodam
Raze koochak
Che raghibi...;
لیلیت
دسیسه
زندگی ماریان
DE-M פרסית

قهرمان اين كتاب خانمي است به نام ماريان، نويسنده نوشته هايي از وي را توسط يكي از دوستانش كه آن ها را در جايي مبهم و رها شده يافته به دست مي آورد و تصميم مي گيرد كه آن يادداشت ها را به چاپ برساند. بنابراين داستان پيش رو براساس واقعيت مي باشد و شايد بسيار به جنبه هاي روحي و معنوي پرداخته باشد به گونه اي كه در نمونه هاي ديگر به ندرت به چشم مي خورد.

ماريان نامي ست كه صاحب نوشته ها خود را با آن معرفي كرده است و در ادامه لقب كنتس را اختيار مي كند. زتدگي پرفراز و نشيب قهرمان داستان و هواي نفساني او به خوبي به نمايش در آمده، او زني است كه براي رسيدن به خواسته هايش از هيچ كاري فروگزار نمي كند و با نقش بازي كردن به دنبال رسيدن به مقصود است، بدون ذره اي احساس شرم يا غرور.

گزیده ای از کتاب

« چطور امروز به ديدنت آمد؟»

فوري گفتم: « نه مادام، برايم نامه نوشته بود. و از شما خواهش مي كنم كه در اين مورد به او حرفي نزنيد. اين نامه را از طرف او همان خدمتكاري آورد، كه ديروز به دنبالم فرستاديد.» و نامه را به او دادم و آن را خواند.

گفت: « پسرم را نمي توانم، سرزنش كنم. ولي تو هم دختر عجيبي هستي. حق دارد كه عاشقت بشود.‌«

LOABAT
ספורת
FATH NAMEH
שירה
اوستا
ממוין
دیگر اسمت را عوض نکن
ספורת
با قلب خود چه خریدم?
ספורת
شوهری دلخواه و زنی بی اهمیّت
מחזה
Ghalabeh bar khashm
ממוין
To boodi va man
ספורת
Benevis; saate paknevis
ממוין
Nimi az vojoodam
ספורת
Raze koochak
ספורת
?Na mehrabane man koo
ספורת
Che raghibi...;
ספורת
اینجا آسمانش آبی است
ספורת
حوالی کیلومتر دوازده
ספורת
این یک فرشته است
ספורת
شاه سلطان حسین جنگجو
ספורת
لیلیت
ספורת
دسیسه
ספורת
نامه های گذشته
ספורת