חיפוש מתקדם
BAHAR LOOEI, Masoomeh
برکه خورشید

 

تخته درست در چند قدمی ميزی بود كه او رويش نشسته بود. گچ را برداشتم و طوری كه او هم از آن فاصله بتواند بخواند نوشتم " گويند دل به آن بت نامهربان نده/ دل آن زمان ربود كه نامهربان نبود" نامهربان نبود، مطمئنم! هر چند كه بخواهد نقش نامهربان‌ها را بازی كند، نمی‌تواند من را گول بزند! از لحظه‌ای كه آمده بخت‌النصر شده و نشسته مقابلم و پا روی پا انداخته! نمی‌خواهد اعتراف كند، اما نگرانم است! نگران سلامتی‌ام! نگران اين بيست و چهار ساعت، وگرنه چرا نمی‌رود؟! وقتی برگشتم و مقابلش نشستم، هنوز هم چشم به تخته داشت، بالاخره نگاه ظاهرا ساده و بی‌تفاوتش را از روی نوشته برداشت و داد به طرح روی كافی. ساده و با طمانينه توضيح دادم: - شبدر چهاربرگ به اعتقاد بعضی‌ها مثل سكه‌ی شانسه و خوش‌شانسی می‌آره!

نگار من
باران
تقابل
ویلان
بالماسکه
نامهربان من کو؟
BAH פרסית

 

تخته درست در چند قدمی ميزی بود كه او رويش نشسته بود. گچ را برداشتم و طوری كه او هم از آن فاصله بتواند بخواند نوشتم " گويند دل به آن بت نامهربان نده/ دل آن زمان ربود كه نامهربان نبود" نامهربان نبود، مطمئنم! هر چند كه بخواهد نقش نامهربان‌ها را بازی كند، نمی‌تواند من را گول بزند! از لحظه‌ای كه آمده بخت‌النصر شده و نشسته مقابلم و پا روی پا انداخته! نمی‌خواهد اعتراف كند، اما نگرانم است! نگران سلامتی‌ام! نگران اين بيست و چهار ساعت، وگرنه چرا نمی‌رود؟! وقتی برگشتم و مقابلش نشستم، هنوز هم چشم به تخته داشت، بالاخره نگاه ظاهرا ساده و بی‌تفاوتش را از روی نوشته برداشت و داد به طرح روی كافی. ساده و با طمانينه توضيح دادم: - شبدر چهاربرگ به اعتقاد بعضی‌ها مثل سكه‌ی شانسه و خوش‌شانسی می‌آره!

پیراهن آبی
ספורת
سرطان پستان
ממוין
نگار من
ספורת
رقص در تاریکی
ספורת
چند سطر زندگی
ספורת
باران
ספורת
از عشق گریزانم...
ספורת
آنسوی مرز عشق
ספורת
برج کبوتر
ספורת
به خیالم...
ספורת
کابوس نا تمام
ספורת
زیر سایه ی درخت توت
ספורת
تقابل
ספורת
پابه پای تو می میرم
ספורת
حوالی کیلومتر دوازده
ספורת
ویلان
ספורת
بالماسکه
ספורת
مینای عشق
ספורת
من زنی انگلیسی بوده ام
ספורת
شانه هایی برای گریستن
ספורת