Advanced Search
PAKTINNAT, VAHID
Nashre cheshmeh

وقتی از سر کوچه پیچید رفتیم سراغ صنم. با دبه آب از چاه آورده بود و خودش را می‌شست. آبو می‌ریخت روی خودش وسط حیاط. خیالمان راحت بود کسی ریگ پرت نمی‌کند وسط حیاطش. خیال‌مان بی‌خود راحت بود. صنم گفت: «از دیروز که رفته هنوز نیومده.» بچه‌اش را می‌گفت. زل زدیم به صنم. برای بپامان باید بپا می‌گذاشتیم تو شهر خرابه. مثلا حسن یا حسین را. برای شهر هم باید بپا می‌گذاشتیم. هم شب هم روز. باید زدتر فکرش را می کردیم.

 

 

 

 

 

 

 

KHANEHE AMN
Shab pareh ha
Bi to mahale
Roze siya
Tabe divanegi
Taghabol
Sokoot saye ih
Tasmim
Telesme jodayi
برزخ
نفس آخر
تبسم مرگ
آخ
خنده شغال
PAK תוספר פרסית

وقتی از سر کوچه پیچید رفتیم سراغ صنم. با دبه آب از چاه آورده بود و خودش را می‌شست. آبو می‌ریخت روی خودش وسط حیاط. خیالمان راحت بود کسی ریگ پرت نمی‌کند وسط حیاطش. خیال‌مان بی‌خود راحت بود. صنم گفت: «از دیروز که رفته هنوز نیومده.» بچه‌اش را می‌گفت. زل زدیم به صنم. برای بپامان باید بپا می‌گذاشتیم تو شهر خرابه. مثلا حسن یا حسین را. برای شهر هم باید بپا می‌گذاشتیم. هم شب هم روز. باید زدتر فکرش را می کردیم.

 

 

 

 

 

 

 

KHANEHE AMN
Fiction
روزی که هزار بار عاشق شدم
Additional book
Paltoyee baraye yek dokmeh
Fiction
Shab pareh ha
Fiction
Bi to mahale
Fiction
Az eshgh gorizanam
Fiction
Roze siya
Fiction
Tabe divanegi
Fiction
عشق در سال های فقر
Fiction
Taghabol
Fiction
Sokoot saye ih
Fiction
Tasmim
Fiction
Telesme jodayi
Fiction
باید یکی باشد
Fiction
برزخ
Fiction
قانون نانوشته
Fiction
نفس آخر
Fiction
شهر یک نفره
Fiction
تبسم مرگ
Fiction
آخ
Fiction