Advanced Search
شیردل, سیمین
پرسمان

بی‌هدف نگاهی به دوروبَرم انداختم. چقدر همه‌‌چیز کسل‌کننده و تکراری شده بود! مدتی می‌شد که حتی حوصله‌ی خودم را هم نداشتم! هوای پاییز و بی‌برنامگی و تکرار روزهایم جذابیتی نداشت. بیرون از اتاقم هم خبری نبود؛ صدای تلویزیون و صدای پای مادر که اغلب در مسیر آشپزخانه و هال، در رفت‌وآمد بود و پدر هم که از سر بیکاری، روی کاناپه لم می‌داد و اخبار گوش می‌کرد و در همین حین مراقب بود تا اگر کسی قصد بیرون رفتن از خانه را دارد، مبادا بدون بازجویی مختص به خودش مجوز عبور صادر شود. درست مثل ناظم مدرسه و یا حراست دانشگاه که وظیفه‌اش مراقبت از ظاهر و رفتار محصلین و دانشجوها بود، وظیفه‌ی پدر هم از وقتی که یادم می‌آمد چیزی غیر از این نبود. انگار تنها دل‌مشغولی‌اش ایرادگرفتن از ظاهر و طرز لباس پوشیدن ما بود. حتی در مواقع بی‌ایرادی هم ایرادی پیدا می‌کرد! از وقتی که بازنشسته شد، اوضاع بدتر هم شد. به همه‌‌چیز گیر می‌داد و گاهی واقعاً غیرقابل تحمل می‌شد.

دوست داشتم آن‌قدر قدرت داشتم که بتوانم از پنجره پرواز کنم و بروم بیرون، تا مجبور نباشم از جلوی چشم پدر عبور کنم.

ARAM
Telesme jodayi
روژین
دشت ارژن
Khate ehsas
SHI פרסית

بی‌هدف نگاهی به دوروبَرم انداختم. چقدر همه‌‌چیز کسل‌کننده و تکراری شده بود! مدتی می‌شد که حتی حوصله‌ی خودم را هم نداشتم! هوای پاییز و بی‌برنامگی و تکرار روزهایم جذابیتی نداشت. بیرون از اتاقم هم خبری نبود؛ صدای تلویزیون و صدای پای مادر که اغلب در مسیر آشپزخانه و هال، در رفت‌وآمد بود و پدر هم که از سر بیکاری، روی کاناپه لم می‌داد و اخبار گوش می‌کرد و در همین حین مراقب بود تا اگر کسی قصد بیرون رفتن از خانه را دارد، مبادا بدون بازجویی مختص به خودش مجوز عبور صادر شود. درست مثل ناظم مدرسه و یا حراست دانشگاه که وظیفه‌اش مراقبت از ظاهر و رفتار محصلین و دانشجوها بود، وظیفه‌ی پدر هم از وقتی که یادم می‌آمد چیزی غیر از این نبود. انگار تنها دل‌مشغولی‌اش ایرادگرفتن از ظاهر و طرز لباس پوشیدن ما بود. حتی در مواقع بی‌ایرادی هم ایرادی پیدا می‌کرد! از وقتی که بازنشسته شد، اوضاع بدتر هم شد. به همه‌‌چیز گیر می‌داد و گاهی واقعاً غیرقابل تحمل می‌شد.

دوست داشتم آن‌قدر قدرت داشتم که بتوانم از پنجره پرواز کنم و بروم بیرون، تا مجبور نباشم از جلوی چشم پدر عبور کنم.

PAEIZ-E PEDAR SALAR
Fiction
ARAM
Fiction
AYINEH HAYE GERD VA KOOCHAK-E SIMMIN
Fiction
PEDAR-E AN DIGARAN
Fiction
تقدیر بود
Fiction
فرخنده دختر فرمانده
Additional book
Az eshgh gorizanam
Fiction
رقص شعله ها
Fiction
Telesme jodayi
Fiction
Rah toolani bood az eshgh harf zadim
Fiction
امشب به یادت خواهم گریست
Fiction
غزل واره های دلم
Fiction
روژین
Fiction
بی سرزمین
Fiction
فراموشت خواهم کرد
Fiction
آن مرد، مرد همراهم
Fiction
دشت ارژن
Poetry
برای پدر بزرگ
Children
تو امیدم باش
Fiction
آرام جانم
Fiction