חיפוש מתקדם
مرادی, پگاه
نشرعلی

بغض سنگینی توی دلم نشسته بود و قصد سرباز کردن نداشت.
به (یاد روزهایی که) همین جا می نشستیم و ساعت ها حرف می زدیم؛ او می نواخت و من می خواندم. او می خواند و مشتری ها کیف می کردند.
از مقابل چشم هایم هم چون فیلم گذشت.
بغضم را قورت دادم؛ آمدنم به این جا از اولش هم اشتباه بود. بلند شدم و به سوی گیتار رفتم. روی تارهایش دست کشیدم دلم یک حال عجیبی شد آری آمدنم به طبقه ی بالا اشتباه محض بود. اخم کمرنگی میان ابروهایم نشست؛ هر گوشه ی سالن را نگاه می کردم یادآور یک خاطره بود. ما چه قدر باهم خاطره ساخته بودیم؟
گیتار را لمس کردم و برای آخرین بار نگاهش کردم. نفسم را هم چون آه از سینه خارج کردم و عقب گرد کردم و چراغ را خاموش کردم. خاطرات همان ماندند و در سکوت خاموش شدند.

پگاه
عشق
بی نظیر
ترنم
شهر تمشک های خونی
MOR פרסית

بغض سنگینی توی دلم نشسته بود و قصد سرباز کردن نداشت.
به (یاد روزهایی که) همین جا می نشستیم و ساعت ها حرف می زدیم؛ او می نواخت و من می خواندم. او می خواند و مشتری ها کیف می کردند.
از مقابل چشم هایم هم چون فیلم گذشت.
بغضم را قورت دادم؛ آمدنم به این جا از اولش هم اشتباه بود. بلند شدم و به سوی گیتار رفتم. روی تارهایش دست کشیدم دلم یک حال عجیبی شد آری آمدنم به طبقه ی بالا اشتباه محض بود. اخم کمرنگی میان ابروهایم نشست؛ هر گوشه ی سالن را نگاه می کردم یادآور یک خاطره بود. ما چه قدر باهم خاطره ساخته بودیم؟
گیتار را لمس کردم و برای آخرین بار نگاهش کردم. نفسم را هم چون آه از سینه خارج کردم و عقب گرد کردم و چراغ را خاموش کردم. خاطرات همان ماندند و در سکوت خاموش شدند.

پگاه
שירה
امانت بی قرار
ספורת
عشق خاموش
ספורת
مهمان مامان
ספורת
عشق
ספורת
آن تابستان
ספורת
بی نظیر
ספורת
پالتویی برای یک دکمه
ספורת
بی تو محاله
ספורת
از پشت شیشه
ספורת
اگر نرفته بودی
ספורת
ضربان تنهایی
ספורת
شهرهای گمشده
ספורת
ترنم
ספורת
منظره پشت شیشه
ספורת
توبه ی گرگ
ספורת
غزل واره های دلم
ספורת
اگر تو بخواهی
ספורת
بانک ملی شعبه شاهپور
ספורת
آرام جانم
ספורת