חיפוש מתקדם
عبدی, مرتضی
آرینا

دستم را گذاشتم روی شانه اش و گفتم : تو فقط قشنگ حرف می زنی . با چیزایی که میگی خیلی فرق داری . کاش فقط یه ذره شبیه حرفای قشنگت بودی . کمی خیره به چشم هایم نگاه کرد . سکوت کرده بود و هیچ نمی گفت . ترسیدم . از اینکه چیزی نگفت ترسیدم . منتظر شدم ببینم از دهانش چه کلامی خارج می شود . دستم را از شانه اش پس زد و گفت : تو هم فقط حرف می زنی . فکر نمی کنی ببینی معنی حرفی که می زنی چیه . بعد با همان آرامش خاص خودش بدون اینکه نشانی از عصبانیت داشته باشد دمپایی آبی روفرشی اش را پوشید و به سمت حیاط رفت . در را پشت سرش نکوبید . خیلی آرام در را بست و رفت و نشست روی پله های ورودی ساختمان و زل زد به باغچه ی بی جان گرفتار پاییز . از پنجره که نگاهش می کردم دیر به دیر بخار محوی از دهانش خارج می شد به خاطر سوز کم جان هوای پاییز . کاری نمی کرد و تنها زل زده بود به جایی که از پنجره نمی دیدم دقیقا کجاست . 

بالماسکه
پاییزان
مسلخ
سکوت
هرچه سریعتر به خانه برگرد
ABD פרסית

دستم را گذاشتم روی شانه اش و گفتم : تو فقط قشنگ حرف می زنی . با چیزایی که میگی خیلی فرق داری . کاش فقط یه ذره شبیه حرفای قشنگت بودی . کمی خیره به چشم هایم نگاه کرد . سکوت کرده بود و هیچ نمی گفت . ترسیدم . از اینکه چیزی نگفت ترسیدم . منتظر شدم ببینم از دهانش چه کلامی خارج می شود . دستم را از شانه اش پس زد و گفت : تو هم فقط حرف می زنی . فکر نمی کنی ببینی معنی حرفی که می زنی چیه . بعد با همان آرامش خاص خودش بدون اینکه نشانی از عصبانیت داشته باشد دمپایی آبی روفرشی اش را پوشید و به سمت حیاط رفت . در را پشت سرش نکوبید . خیلی آرام در را بست و رفت و نشست روی پله های ورودی ساختمان و زل زد به باغچه ی بی جان گرفتار پاییز . از پنجره که نگاهش می کردم دیر به دیر بخار محوی از دهانش خارج می شد به خاطر سوز کم جان هوای پاییز . کاری نمی کرد و تنها زل زده بود به جایی که از پنجره نمی دیدم دقیقا کجاست . 

تخته پولاد
ספורת
عشق هرگز نمی میرد / بلندیهای بدگیر
ספורת
تا کجا با منی ؟
ספורת
پالتویی برای یک دکمه
ספורת
زیر سقف عشق
ספורת
نا انسانیت
ממוין
ناز تو، نیاز من
ספורת
رقص شعله ها
ספורת
خیابان سیزدهم
ספורת
حریم امن مهتاب
ספורת
دست هایت را به من بده
ספורת
بالماسکه
ספורת
پاییزان
ספורת
مسلخ
ספורת
رعد و برق بی باران
ספורת
نامه هایی که پاره کردی
ספורת
راننده تاکسی
ספורת
سکوت
ספורת
کیلومتر هفتاد
ספורת
زنی که عاشق می شود