Advanced Search
کلانتری, اعظم
شقایق

تا جایی که آدرس گرفته بود، خانه باید اواسط کوچه باشد. پیش رفت و نگاهش ثابت ماند روی در قهوه ای رنگ قدیمی، خودش بود...
دست روی زنگ فشرد و منتظر ایستاد، یک دقیقه گذشت و ثانیه ها کش آمدند و دل او بیزار از انتظار...
صدای آرام پاهایی روی برک های خشک سنگفرش حیاط، به گوشش خورد. در با احتیاط باز شد، صاحب خانه در حال بالا گرفتن چشمانش بود که روی پاهای او متوقف شد!
مکثش طولانی شد، مگر می توانست نشناسد؟ شرم بود یا خجالت، هرچه که بود؛ هیچ دلیل پیدا نمیکرد که چشم در چشم او حتی به لب گفتن سلامی باز کند. اما سلام خالی او را شنید و به ناچار، سرش بالا آمد.
هیچ چیز از نگاه او پیدا نبود. نه خشم و نه غضب، ولی چشم های خودش با دیدن قامت بلند مرد مهربان و زخم دیده ی روزهایش؛ پر بود از حباب های ریزی که در حال ترکیدن بودند و گونه هایش را تر میکردند.
هیچ کدام نگاه نمی گرفتند، یکی از سر دلتنگی و دیگری از سر چرکینی...
یکی با بغض های لانه کرده در بیخ گلو، شیدایی اش را نشان می داد و دیگری با تیغ نشسته بر گلو؛ کدورت های دل را مطهر میکرد

Tabe divanegi
Yaghmaye bahar
ویلان
Taghabol
KLA פרסית

تا جایی که آدرس گرفته بود، خانه باید اواسط کوچه باشد. پیش رفت و نگاهش ثابت ماند روی در قهوه ای رنگ قدیمی، خودش بود...
دست روی زنگ فشرد و منتظر ایستاد، یک دقیقه گذشت و ثانیه ها کش آمدند و دل او بیزار از انتظار...
صدای آرام پاهایی روی برک های خشک سنگفرش حیاط، به گوشش خورد. در با احتیاط باز شد، صاحب خانه در حال بالا گرفتن چشمانش بود که روی پاهای او متوقف شد!
مکثش طولانی شد، مگر می توانست نشناسد؟ شرم بود یا خجالت، هرچه که بود؛ هیچ دلیل پیدا نمیکرد که چشم در چشم او حتی به لب گفتن سلامی باز کند. اما سلام خالی او را شنید و به ناچار، سرش بالا آمد.
هیچ چیز از نگاه او پیدا نبود. نه خشم و نه غضب، ولی چشم های خودش با دیدن قامت بلند مرد مهربان و زخم دیده ی روزهایش؛ پر بود از حباب های ریزی که در حال ترکیدن بودند و گونه هایش را تر میکردند.
هیچ کدام نگاه نمی گرفتند، یکی از سر دلتنگی و دیگری از سر چرکینی...
یکی با بغض های لانه کرده در بیخ گلو، شیدایی اش را نشان می داد و دیگری با تیغ نشسته بر گلو؛ کدورت های دل را مطهر میکرد

تقدیر بود
Fiction
شیشه های دودی
Fiction
Hamnava ba taranehaye deltangi
Fiction
Az eshgh gorizanam
Fiction
Agar narafteh boodi
Fiction
Tabe divanegi
Fiction
Yaghmaye bahar
Fiction
Zire sayedarakhte toot
Fiction
حوالی کیلومتر دوازده
Fiction
ویلان
Fiction
از یک ریشه ایم
Fiction
غزل واره های دلم
Fiction
بی سرزمین
Fiction
دستمال را از روی صورتت بر دار
Fiction
ترانه های باباطاهر
Poetry
فراموشت خواهم کرد
Fiction
من زنی انگلیسی بوده ام
Fiction
زن نازنین
Fiction
تو امیدم باش
Fiction
آرام جانم
Fiction